الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
428
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
بمحمد ابن ابى بكر ، جريانى نقل مىكند كه كيفيت قرار گرفتن اين عهدنامه بدست راويان بشمار مىرود ، مىگويد : محمد ابن ابى بكر همواره در نوشتههاى امام كه در پاسخ وى نوشته بود نظر مىافكند و آداب قضاوت را فرا مىگرفت و به آن عمل مىكرد . هنگامى كه « محمد » بدست عمرو عاص كشته شد تمام نامههائى كه مربوط به او بود جمع كرده براى معاويه فرستاد ، معاويه نامهها و وصاياى آن حضرت بمحمد را مطالعه مىكرد و در تعجب فرو مىرفت ، وليد ابن عقبه كه نزد معاويه بود وقتى حال ، معاويه را چنين ديد گفت : دستور بده آنها را بسوزانند ! معاويه پاسخ داد ساكت باش اين چه نظرى است كه مىدهى « وليد » گفت . آيا اين درست است كه مردم بدانند احاديث ابو تراب نزد تو است و تو از آن چيز ياد مىگيرى و قضاوت مىكنى ؟ بنا بر اين چرا با او مىجنگى ؟ معاويه گفت : واى بر تو به من دستور مىدهى كه چنين دستورهاى علمى را بسوزانم ! به خدا سوگند من علم و دانشى از اين نامهها جامعتر و حكيمانه تر و روشنتر نديده و نشنيدهام . وليد گفت : اگر از علم و دانش و قضاوت او در شگفتى فرو مىروى پس چرا با او مىجنگى معاويه گفت اگر او عثمان را نكشته بود ما اين علوم را بدون واسطه از او فرا مىگرفتيم ! ! آن گاه كمى سكوت كرد سپس نگاهى بافراد جلسه افكند و گفت ما بمردم نمىگوئيم اينها نامههاى « على ابن ابي طالب » است ، مىگوئيم : نامههاى ابو بكر است كه نزد پسرش « محمد » مانده و ما بوسيله آنها قضاوت مىكنيم . اين نامهها همچنان در خزينههاى بنى اميه موجود بود تا اين كه « عمر ابن عبد العزيز » زمامدار شد و آشكار نمود كه اين نامهها از على ابن ابي طالب است .