الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
357
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
354 - در حضور امام كسى به ديگرى با اين عبارت تبريك نوزاد گفت : « قدم اين نوزاد قهرمان و يكه سوار مبارك باد » امام فرمود : اين گونه مگو ! لكن بگو شكر بخشنده را بگذار ، و بخشوده شده بر تو مبارك باد ، اميدوارم بزرك شود و از نيكو كاريش بهره گيرى ( 752 . ) 355 - يكى از كارگزاران حكومت امام خانه مهمى ساخت به او فرمود : سكههاى طلا و نقره سر و كلهء خود را نشان دادهاند اين ساختمان مىگويد تو مردى ثروتمند و غنى هستى . 356 - از امام پرسيدند : اگر در خانه شخصى را بر رويش ببندند و او را در همان جا ، زندانى كنند ، روزيش از كجا مىرسد ؟ فرمود : از همان جا كه مرگش . 357 - امام به بازماندگان ميتى چنين تسليت گفت : اين امر آغازش با شما نبوده ، و بشما نيز پايان نخواهد يافت . اين رفيق و دوست شما گاهى مسافرت مىرفت ، او را در بعضى از سفرها بدانيد . اگر از سفر آمد بسيار خوب ، و گرنه شما بسوى او خواهيد رفت . 358 - : اى مردم ! بايد خداوند شما را بهنگام ، نعمت ، خائف ببيند ، همان گونه كه از نقمت شما را ترسان مىبيند زيرا كسى كه خدا به او نعمت وسيعى دهد و آن را استدراج ( مقدمه مجازات تدريجى ) نشمرد از امر خوفناكى خود را ايمن دانسته و به عكس آن كس كه خدا بر او تنگ گيرد و آن را آزمايش ( و مقدمهء تكامل ) نداند پاداش اميد بخشى را از دست داده است ( 753 . ) 359 - و فرمود : اى اسيران طمع باز ايستيد . . .