الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
25
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
8 - از نامههاى امام عليه السلام به « جرير ابن عبد اللّه بجلى » هنگامى كه او را بسوى معاويه فرستاد . ( 443 . ) اما بعد ! هنگامى كه نامهء من بدستت رسيد « معاويه » را به حكم قطعى وادار كن ! و به او بگو ! براى يك طرفى شدن ، عزمش را جزم كند . سپس او را بين جنگ بيرون كننده و يا تسليم دال بر عجز و رسواگر مخير ساز اگر جنگ را اختيار كرد به او اعلام جنگ كن ! و اگر تسليم شد از او بيعت بگير ! و السلام . 9 - از نامههاى امام عليه السلام به « معاويه » ( 444 ) قبيلهء ما ( قريش ) خواستند پيامبرمان را بكشند ، و ما را ريشه كن كنند ، غم و اندوه را بجانهاى ما ريختند و هر چه مىتوانستند بدى در باره ما انجام دادند ما را از زندگانى خوش و راحت باز داشتند ، و ترس و خوف را با ما قرين گردانيدند ، ما را بپناه بردن به كوههاى صعب العبور مجبور ساختند ( 445 . ) و آتش جنگ با ما را روشن نمودند ولى خداوند اراده نمود كه بوسيله ما شريعتش را نگهدارى كند ، و شرشان را از حريم آن باز دارد مؤمنان ما در اين راه ( براى نگهدارى پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) خواستار ثواب بودند ، و كافران ما از اصل ( خويشاوندى متعصبانه ) دفاع مىنمودند . ( 446 . ) اما ديگران از قريش ( از غير تيره ما ) كه ايمان مىآوردند از اين ناراحتيها در امان بودند و اين بوسيلهء هم پيمانها و يا عشيرهاشان بود كه مورد حمايت قرار مىگرفتند و جان آنها در امان بود . هر گاه آتش جنگ شعله مىكشيد . . .