الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

23

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

بنا بر اين نه آنكه حاضر بود ( هم اكنون ) اختيار فسخ دارد ، و نه آنكه غائب بود اجازه رد كردن . شورى فقط از آن مهاجران و انصار است ( 441 . ) اگر آنها متفقا كسى را امام ناميدند خداوند راضى و خشنود است . اگر كسى از فرمان آنها با طعن و بدعت خارج گردد او را بجاى خود مىنشانند ، و اگر طغيان كند با او پيكار ميكنند چرا كه از غير طريق مؤمنان تبعيت كرده ، و خدا او را در بيراهه رها مىسازد . اى « معاويه » به جانم سوگند اگر با نگاه عقلت بنگرى ، نه با چشم هوا و هوست ، مىيابى كه من از همه در خون « عثمان » مبراترم ، و مىدانى كه من از آن بر كنار بوده‌ام جز اين كه بخواهى خيانت كنى و چنين نسبتى را به من بدهى ، اكنون كه چنين است هر جنايتى كه مىخواهى بكن ( و السلام ) 7 - از نامه‌هاى امام عليه السلام به « معاويه » ( 442 . ) اما بعد ! اندرزهاى پر وصله و رنگارنگ ( كه هر قسمتش را از جائى گرفته‌اى ) بهمراه نامه تزيين شده‌ات به من رسيد . آن را با گمراهىهاى خويش مزين ساخته‌اى ، و با سوء رأيت امضاء نموده‌اى ، نامه‌اى است از مردى كه چشم ندارد تا هدايتش كند ، و رهبر ندارد تا ارشادش نمايد . هوا و هوس او را بسوى خود دعوت نموده و او اين دعوت را اجابت كرده . گمراهى افسارش را گرفته و او بدنبالش مىدود به همين دليل هذيان بسيار مىگويد و در گمراهى سرگردان است . قسمتى ديگر از اين نامه : بيعت يك بار بيش نيست . تجديد نظر در آن راه ندارد و در آن اختيار فسخ نخواهد بود . آن كس كه از اين بيعت سر بتابد طعنه زن و عيب جو خوانده مىشود و آن كه در بارهء قبول و رد آن انديشه كند منافق است . . .