الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

181

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

حال شما دو نفر اگر از روى ميل با من بيعت نموده‌ايد بايد برگرديد ، و فورا در پيشگاه خداوند توبه كنيد . و اگر از روى اكراه و نارضائى بوده ، يعنى در قلب خود به اين امر راضى نبوده‌ايد ، شما با دست خود اين راه را براى من گشوده و بيعت مرا به گردن خود ثابت كرده‌ايد ، زيرا اطاعت خويش را آشكار و نا رضائى خويش را پنهان داشته‌ايد ، ( و در كارى كه هيچ اجبارى نباشد ادعاى اين كه در دل از بيعت خود راضى نبوده‌ايد پذيرفته نيست ) به جان خودم سوگند ! شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نيستيد ( زيرا هيچ كس در آن روز مجبور باطاعت از من نبود ) هر گاه از آغاز كناره گيرى كرده بوديد كار شما آسان‌تر بود تا اين كه نخست بيعت كنيد و بعد ببهانه‌اى سر باز زنيد . شما پنداشته‌ايد كه من قاتل « عثمان » هستم ، بيائيد ميان من و شما كسانى حكم كنند كه هم اكنون در « مدينه » اند ، نه به طرفدارى من برخاسته‌اند و نه به طرفدارى از شما . سپس هر كس به اندازه جرمى كه در اين حادثه داشته بايد مسئوليت آن را بپذيرد . اى دو پير مرد و اى كسانى كه زمام امور عده‌اى را بدست گرفته‌ايد ! از رأى و نظريه خود باز گرديد چرا كه الان باز گشت شما از اين راه خلاف تنها موجب ننگ است ( آن هم بعقيده شما ) ولى ادامه اين راه ، هم ننگ و هم آتش دوزخ را براى شما فراهم مىسازد ! و السلام 55 - از نامه‌هاى امام عليه السلام به معاويه اما بعد خداوند سبحان دنيا را مقدمهء براى ما بعد آن ( آخرت ) قرار داده و اهل دنيا را در بوته امتحان در آورده ، تا روشن شود كدام يك بهتر عمل ميكنند ، ما براى دنيا آفريده نشده‌ايم و تنها براى كوشش و تلاش در آن مأمور نگشته‌ايم ، ما در دنيا آمده‌ايم تا بوسيله آن آزمايش شويم ، خداوند مرا به تو و تو را بوسيلهء من در معرض امتحان در آورده ، و هر كدام ما را حجت بر ديگرى ساخته . تو به دنيا رو آوردى و تفسير قرآن را بر خلاف حق ، وسيلهء رسيدن به دنيا ساختى ، و مرا در برابر چيزى مؤاخذه ميكنى كه دست و زبانم هرگز به آن آلوده نشده ، ( اشاره بقتل عثمان است ) تو و اهل شام آن را دست‌آويز كرده‌ايد ، و به من نسبت داده‌ايد تا آنجا كه عالمان شما جاهلان نتا را و آنها كه سر كارند از كار افتادگان شما را به آن تشويق ميكنند .