الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
143
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
در فرمانش به او صادر فرموده است . و اين فرمان را هنگامى نوشت كه وى را زمامدار و والى كشور مصر قرار داد تا : مالياتهاى آن سرزمين را جمع آورى كند . با دشمنان آن كشور بجنگد . باصلاح اهل آن همت گمارد . و به عمران و آبادى شهرها قصبات و روستاها و قريههاى آن بپردازد . ( نخست ) او را بتقوا و ترس از خداوند ، ايثار و فداكارى در راه اطاعتش و متابعت از آنچه در كتاب خدا قرآن به آن امر شده است فرمان مىدهد : به متابعت اوامرى كه در كتاب اللّه آمده ، فرائض و واجبات و سنتها ، همان دستوراتى كه هيچكس جز با متابعت آنها روى سعادت نمىبيند و جز با انكار و ضايع ساختن آنها در شقاوت و بدبختى واقع نمىشود به او فرمان مىدهد كه ( آئين ) خدا را با قلب دست و زبان يارى كند چرا كه خداوند متكفل يارى كسى شده كه او را يارى نمايد و عزت كسى كه او را عزيز دارد . و نيز او فرمان مىدهد كه خواستههاى نابجاى خود را درهم بشكند . و به هنگام وسوسههاى نفس خويشتندارى را پيش گيرد زيرا كه « نفس اماره » هم - واره انسان را به بدى وادار مىكند ، مگر آنكه رحمت الهى شامل حال او شود . اى مالك ! بدان من تو را بسوى كشورى فرستادم كه پيش از تو دولتهاى عادل و ستمگرى بر آن حكومت داشتند . و مردم به كارهاى تو همان گونه نظر مىكنند كه تو در امور زمامداران پيش از خود ، و همان را در باره تو خواهند گفت كه تو در باره آنها مىگفتى . بدان ! افراد شايسته را با آنچه خداوند بر زبان بندگانش جارى مىسازد مىتوان شناخت ، بنا بر اين بايد محبوبترين ذخيره در پيش تو عمل صالح باشد ، زمام هوا و هوس را در دست گير . و آنچه برايت حلال نيست نسبت به خود بخل روا دار ، زيرا بخل نسبت بخويشتن اين است كه راه انصاف را در آنچه محبوب و مكروه تو است پيشگيرى . قلب خويش را نسبت بملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف كن ، و همچون حيوان درندهاى نسبت به آنان مباش كه خوردن آنان را غنيمت شمارى ! زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران دينى تواند ، و يا انسانهائى همچون تو .