الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
127
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
كه زمين را از اين شخص وارونه ! و اين جسم كج انديش ( معاويه ) پاك سازم ، تا سنگ و شن از ميان دانهها خارج شود ! بخش ديگرى از اين نامه كه در پايان آن آمده : اى دنيا ! از من دور شو ! أفسارت را بر گردنت انداختم ، تو را رها كردم من از چنگال تو رهائى يافته ، و از دامهاى تو رستهام و از لغزشگاههايت دورى گزيدهام . كجايند پيشينيانى كه با شوخيهايت آنها را مغرور ساختى ؟ كجا هستند ملتهائى كه با زينتها و زخارف خود آنها را فريفتى ؟ هان ! آنها گروگان گورستانها ، و درون لحدها شدهاند ( اى دنيا ! ) سوگند به خدا اگر تو شخصى ديدنى و قالبى حسى بودى ، حدود خداوند را در مورد بندگانى كه آنها را با آرزوها فريب دادهاى بر تو جارى مىساختم . و كيفر پروردگار را در مورد ملتهائى كه آنها را به هلاكت افكندى ، و قدرتمندانى كه آنها را تسليم مرگ و نابودى نمودى و هدف انواع بلاها قرار دادى در آنجا كه نه راه پس داشته و نه راه پيش ، در بارهات بمرحله اجرا مىگذاردم . هيهات ! كسى كه در لغزشگاهاى تو قدم گذارد ، سقوط مىكند . كسى كه بر امواج بلاهاى تو سوار گردد غرق مىشود . ( اما ) كسى كه از دامهاى تو خود را بر كنار دارد پيروز مىگردد . آنكه از دست تو سالم رسته از اين هيچ ناراحت نيست كه معيشت او بتنگى گرائيده ، چرا كه دنيا در نظر او همچون روزى است كه زمان زوال و پايان گرفتنش فرا رسيده . از من دور شو ! سوگند به خدا ! من رام تو نخواهم شد تا مرا خوارسازى ، و زمام اختيارم را بدست تو نخواهم سپرد كه بهر كجا خواهى ببرى ! به خدا سوگند ، - سوگندى كه تنها مشيت خداوند را از آن استثناء مىكنم - آن چنان نفس خويش را برياضت وادارم كه بيك قرص نان - هر گاه به آن دست يابم - كاملا متمايل شود و بنمك ، بجاى خورش قناعت نمايد ، و آن قدر از چشمهايم اشك بريزم كه همچون چشمهاى . . .