الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
123
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
آن گاه آنچه حلال بودنش براى تو مشتبه بود از دهان بينداز و آنچه را يقين بپاكيزگى و حليتش دارى تناول كن ! آگاه باش ! هر مأمومى امام و پيشوائى دارد كه بايد به او اقتدا كند . و از نور دانشش بهره گيرد ، بدان امام شما از دنيايش به همين دو جامه كهنه و از غذاها به دو قرص نان اكتفا كرده است ، آگاه باش ! شما توانائى آن را نداريد كه چنين باشيد امامرا باورع ، تلاش عفت ، پاكى و پيمودن راه صحيح يارى دهيد ، به خدا سوگند من از دنياى شما طلا و نقرهاى نيندوختهام ، و از غنائم و ثروتهاى آن مالى ذخيره نكردهام و براى اين لباس كهنهام بدلى مهيا نساختهام و از زمين آن حتى يك وجب در اختيار نگرفتهام . و از اين دنيا بيش از خوراك مختصر و ناچيزى بر نگرفتهام . اين دنيا در چشم من بى ارزشتر و خوارتر از دانه تلخى است كه بر شاخه درخت بلوطى برويد . آرى از ميان آنچه آسمان بر آن سايه افكنده تنها فدك ( 484 . ) در اختيار ما بود كه آن هم گروهى بر آن بخل و حسادت ورزيدند و گروه ديگرى آن را سخاوتمندانه رها كردند ( و از دست ما خارج گرديد ) و بهترين حاكم خدا است . مرا با « فدك » و غير فدك چكار ؟ در حالى كه جايگاه فرداى هر كس قبر او است كه در تاريكى آن آثارش محو ، و اخبارش ناپديد مىشود . قبر حفرهاى است كه هرچه بر وسعت آن افزوده شود و دست حفر كننده بازتر باشد ، سرانجام سنگ و كلوخ آن را پر مىكند ، و جاهاى خالى آن را خاكهاى انباشته مسدود مىنمايد من نفس سركش را با تقوا تمرين مىدهم و رام مىسازم ، تا در آن روز بزرك و خوفناك با ايمنى وارد صحنه قيامت شود ، در آنجا كه همه مىلغزند او ثابت و بى تزلزل بماند . ( فكر نكن من قادر به تحصيل لذتهاى دنيا نيستم ، به خدا سوگند ) اگر مىخواستم مىتوانستم از عسل مصفا . . .