الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
119
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
43 - از نامههاى امام عليه السلام به « مصقلة ابن هبيرة شيبانى » فرماندار « اردشير خره » ( يكى از شهرهاى فارس ) ( 480 . ) به من در باره تو گزارشى رسيده كه اگر درست باشد و اين كار را انجام داده باشى پروردگارت را به خشم آورده ، و امامت را عصيان كردهاى : ( گزارشى رسيده ) كه تو غنائم مربوط به مسلمانان كه بوسيله اسلحه و اسبهايشان بدست آمده ، و خونهايشان در اين راه ريخته شده ، در بين افرادى از باديه نشينان قبيلهات كه خود برگزيدهاى تقسيم ميكنى . سوگند به كسى كه دانه را در زير خاك شكافت ! و روح انسانى را آفريد ! اگر اين گزارش درست باشد تو در نزد من خوار خواهى شد ، و ارزش و مقدارت كم خواهد بود ، حق پروردگارت را سبك مشمار و دنيايت را با نابودى دينت اصلاح مكن كه از زيانكارترين افراد خواهى بود ! آگاه باش ! حق مسلمانانى كه نزد من و يا پيش تو هستند در تقسيم اين اموال مساوى است ، بايد همه آنها به نزد من آيند و سهميه خود را از من بگيرند . 44 - از نامههاى امام عليه السلام به « زياد ابن ابيه » و اين هنگامى بود كه به او گزارش رسيد معاويه مىخواهد با ملحق ساختن زياد به فرزندان ابو سفيان وى را بفريبد ( چون در نسب زياد سخن بود ) ( 481 . ) ( 482 . ) من اطلاع يافتم كه معاويه نامهاى برايت نوشته ، تا عقلت را بدزدد ، و عزم و تصميمت را درهم بشكند ، از او بر حذر باش كه شيطان است . از هر طرف به سراغ انسان مىآيد . . .