محمد محمدى گيلانى
266
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
زمرهء فجّار است كه همهء اعضا و جوارح آنان ، آلات شيطان است حتّى قرآن را به زبان شيطانى قرائت مىكنند و كتاب و نامهء آنها حجيمافروز است . با طرح بيان ستر و پردهپوشى خداوند متعال بر گناهان عباد ، سترهاى گوناگون فروهشتهء بين موجودات : « از ستر تعظيم ، ستر منّت بر قبائح نفرتانگيز ، ستر رحمت كه طبق روايات خود هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت است ، ستر كرم ، ستر عفو و مغفرت ، ستر حيا ، ستر عصمت و نظائر اينها » را در نظر اهل تدبر دفيله مىدهد و او را منتقل مىكند كه پرتو گستردهء اسم مبارك « الظاهر » كه برترين سترهاست ، قلب عبد مؤمن است كه به مقتضاى حديث قدسى : « لا يسعنى ارضى و لا سمائى بل يسعنى قلب عبدى المؤمن » سراپردهء حقتعالى است . در تعبيرى اعتراض نما ، انبساط در شكوى و سؤال را با استغنا و ادب مىآموزد و به همراه تعبير صريح ، مطلوبى غير صريح را چون برقى خاطف مىدرخشاند و آن چنان ظريفانه التماس و مسألت خود را عرضه مىدارد كه فوق آن در تصوّر نمىگنجد ، و عويصهء « خودشناسى و خداشناسى يا خداشناسى و خودشناسى » را بنمايى : « من تعرّف بك غير مجهول » حلّ مىكند كه خداى تعالى را با خداى تعالى بايد شناخت و هر چيز ديگر را با او ، و حضرتش در هر « برهان » حدّ وسط است و خود « برهان » بردار نيست زيرا داراى حدّ و سبب نيست ، بلى حقّ اين است كه اختلاف طرق إلى اللّه تعالى به حسب