محمد محمدى گيلانى
196
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
قرآنى و روايى ، امرى است ترديد ناپذير و نمونهاى روشن از اين محور حوائج فطرى ، فقرههاى مورد شرح و تفسير در مبحث حاضر است كه با تعبيرى غنى و بيانى بليغ ، شوق و انجذاب دعا كننده را به مبدء الخيرات از يكسو و انزجارش را از منقصت مجهولى و خودنشناسى و خوارى و تيرهدرونى از سوى ديگر مجسّم مىسازد و عميقترين تعبير در اين عبارات تعبير : « الهى انّ من تعرّف بك غير مجهول » است كه شرح و تفسير آن دشوار و انگار كه از قبيل « حديث آل محمد صعب مستصعب » است زيرا ظاهر مدلولش : « من عرف ربه فقد عرف نفسه » خداشناسى راه خودشناسى است . تو گويى مقابلهاى با « من عرف نفسه فقد عرف ربه ) خودشناسى راه خداشناسى است . دارد ! به اين بيان ، در صحاح اللغه مىگويد : « تعرفت ما عند فلان اى تطلّبت حتّى عرفت » - پى جوى شناسايى آنچه نزد فلانى است شدم تا آنكه شناختم و در معجم وسيط و لسان العرب نيز تعرّف را همينگونه تعريف كردهاند و در معجم وسيط علاوهاى دارد كه نقل آن مناسب است : « تعرفت إلى فلان جعلته يعرفنى » - پى گير شناساندن خود به فلانى شدم يعنى او را به گونهاى قرار دادم كه مرا مىشناسد . و بر همين معنا هم حمل مىشود حديث : « تعرّف إلى اللّه في الرّخاء يعرفك في الشده » يعنى هنگام فراخى و فراوانى نعمت ، پى جوى شناساندن خويش به اطاعات و عبادات به خداى تعالى باش ، تا در تنگناها و گرفتاريها تو را بشناسد