ميرزا أحمد الآشتياني ( مترجم وشارح : محمدجواد رودگر )
24
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى )
آشتيانى نظريه دوم يعنى فناء جنبههاى خلقى و صفات بشرى در خداى سبحان را معتقد است نه فناء عين عبد و سالك كه مرقوم داشتهاند : « ليس المراد بالفناء انعدام عين العبد مطلقا بل المراد منه فناء الجهة البشريه فى الجهة الربانيّه » و نحوه انتساب افعال و اعمال سالك به بنده را به دو صورت تعبير و تفسير نمودهاند : 1 - انتساب افعال به بنده قبل از فناء او در خدا ( قبل از نيل به مقام ولايت ) . 2 - انتساب افعال به بنده بعد از فناء در خدا ( بعد از نيل به مقام ولايت ) . چه اينكه : « عين ثابت ممكن ، هرگز رفع نمىشود ، ممكن دائما عين ربط به حق و حق عين استقلال است . فناء در توحيد و استغراق در وجود حق ، تبديل وجودى به وجود ديگر نيست . سيهروئى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و الله اعلم . » « 1 » و صاحب گلشنراز در شرح « سيهروئى جداناپذير از ممكن در دو عالم است » مىنويسد : « كه سيهروئى يعنى ظلمت و نيستى ز ممكن در دو عالم كه صورت و معنى و ظاهر و باطن است هرگز جدا نمىشود و نه چنان است كه هست بود و نيست شد زيرا كه هرگز نيست هست و هست نيست نمىشود چون قلب حقائق ممكن نيست و فناء و بقاء دو امر اعتبارىاند كه از تجددّات تعيّنات متباينه و متوافقه نموده مىشوند و وجه نيستى ممكن دائما فانى است و وجه هستى او دائما باقى « كل شئى هالك الا وجهه » پس سيهروئى كه عبارت از ظلمت و نيستى وجه امكانيّت است هرگز از ممكن جدا نباشد . . . » « 2 » استاد علامه حسنزادهء آملى در شرح حديث « قلع قلعه خيبر » كه به نقل از كتاب
--> - تهرانى مبنى بر « فناء ذاتى » به تفصيل آمده است . ( 1 ) . پاورقى ص 869 ، شرح مقدمه قيصرى استاد جلال الدين آشتيانى . ( 2 ) . شرح گلشنراز ، ص 99 - 98 ، چاپ ششم ، انتشارات سعدى ، با مقدمه كيوان سميعى .