ناصر الدين انصارى قمى
9
اختران فقاهت ( فارسى )
سرآغاز : در نامهء امير المؤمنين به فرزندش امام حسن عليه السّلام آمده است : « أى بنىّ انّى و ان لم اكن عمّرت عمر من كان قبلى فقد نظرت فى اعمالهم و فكّرت فى اخبارهم و سرت فى آثارهم حتّى عدت كاحدهم بل كأنّى بما انتهى الىّ من امورهم قد عمّرت مع اوّلهم الى آخرهم فعرفت صفو ذلك من كدره و نفعه من ضرره » . « 1 » اى فرزندم هرچند به اندازهء همه آنان كه پيش از من بودهاند نزيستهام ولى چون در كارهايشان نگريسته و در سرگذشتهايشان انديشيدهام و در آنچه كه از آنان مانده سير كرده و ديدهام ، همچون يكى از ايشان گرديدهام بلكه با رسيدن اخبار و امورشان گويى كه هم عمر همهء آنان - از اول تا به آخر - بودهام ، پس روشن را از تار و كدر و سودمند را از زيانبار باز شناختم . و شايد قاضى ابوبكر احمد بن محمّد بن حسين ناصح الدّين ارجانى در اين شعر خود نظر به همين كلام امير البلغاء دارد : إذا عرف الإنسان أحوال من مضى * توهّمته قد عاش من أوّل الدّهر
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ( ترجمهء و شرح محمد على انصارى قمى ) ، نامهء 31 ، ص 822 - 823 .