ناصر الدين انصارى قمى

638

اختران فقاهت ( فارسى )

پنج مجتهد بزرگ و مرجع تقليد : سيد اسد اللّه نبوى ، شيخ محمّد على معزى ، شيخ منصور سبط الشيخ ، شيخ محمّد مهدى سبط الشيخ و آقا شيخ محمّد مهدى بيگدلى دزفولى قدس اللّه اسرارهم در يك زمان زندگانى مىكردند . يكى از بزرگمردان عالم فقه و فضيلت و مفاخر دزفول ، آيت اللّه شيخ محمّد رضا معزى دزفولى ( ره ) است ، كه در اين مقال كوتاه بررسى مختصرى از زندگانى پر افتخارش مىآيد . خاندان آيت اللّه شيخ محمّد رضا ، فرزند عالم بزرگوار شيخ محمّد جواد ، فرزند فقيه علامه آيت اللّه شيخ محسن ، فرزند آيت اللّه شيخ اسماعيل ، فرزند علامه شيخ محسن ، فرزند علّامهء العلماء قاضى معز الدين مير محمّد اصفهانى - معاصر شيخ بهايى - بود . « 1 » قطب الدين اشكورى گويد : « يكى از بزرگان مىگفت : من از عالم فاضل كامل قاضى القضاة اصفهان ، معز الدين محمّد ، شنيدم كه شبى در عالم رؤيا به محضر يكى از امامان ( ع ) رسيدم ، و به من فرمود : كتاب مفتاح الفلاح را بنويس و بر عمل به آن مداومت بنماى . از خواب بيدار شدم و از هركس از اين كتاب پرسيدم ، اظهار بىاطلاعى كرد . و اين در وقتى بود كه شيخ بهائى به همراه لشكر شاه عباس از اصفهان خارج شده بود . پس از زمانى كه به اصفهان بازگشت ، به ديدار وى رفتم و از اين كتاب پرسيدم . او فرمود : من در اين سفر ، كتاب دعايى به نام مفتاح الفلاح نگاشته‌ام . ولى تاكنون اسمش را به كسى نگفته‌ام ، و نسخهء آن را براى استنساخ به احدى نداده‌ام . شما از كجا اطلاع يافته‌ايد ؟ من داستان خواب را براى وى بازگفتم . شيخ بزرگوار با شنيدن آن

--> ( 1 ) . مرعشى ، المسلسلات ، ج 2 ، ص 158 ؛ مولانا بروجردى ، دانشمندان بروجرد ، ج 2 ، ص 549 ؛ معزى دزفولى ، شرح‌حال خاندان معزى ، ص 29 .