سيد جلال الدين آشتياني

88

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

شيخ الرئيس و ديگران هم اذعان نموده‌اند كه طبيعت جسمانى از جهت ثبات علت حركت نيست و تصريح كرده‌اند كه تغيرات خارجيه به واسطهء لحوق به طبيعت مثل مراتب قرب و بعد از غايت مطلوبه در حركات طبيعيه و تجدد احوال در حركات قسريه نظير تجدد ارادات منبعثه از نفس ( به اعتبار تجدد احوال موجب حركت ) منشأ صدور حركت از طبيعت مىباشند . در هر حركتى دو سلسله و دو رشته موجود است : يكى سلسلهء اصل حركت و ديگر سلسلهء منتظمهء از حالات متوارده بر طبيعت ؛ طبيعت ثابته به‌واسطهء انضمام با مراتب قرب و بعد علت اجزاى حركت شده و حركت از آن منبعث مىشود . صدور حركات از طبيعت احتياج به معداتى دارد كه دايما منضم به طبيعت مىشوند و با اعدادى كه از نظام مراتب قرب و بعد حاصل مىشود ، طبيعت ثابت علت حركت مىشود . به عبارت ديگر جسمى كه به طرف مقصدى حركت مىنمايد ، بين آن جسم و مقصد مسافتى است ؛ حركتى كه از جسم صادر مىشود رشتهء مخصوصى است كه از اول حركت تا انتهاى آن به‌تدريج حاصل مىشود و اين حركت هم متصل واحدى است كه حصول هر جزئى فرع بر زوال جز ديگر است . متحرك در هر آنى كه حركت مىكند ، به مقصد نزديك‌تر مىشود . لذا قرب و بعد متحرك نسبت به مقصد مختلف است ؛ چون مراتب قرب و بعد مختلف و متغيرند اگرچه نفس طبيعت ثابت است ، ولى عليت آن براى اجزاى سلسلهء حركت به‌واسطهء لحوق مراتب قرب و نزديكى است و طبيعت علت حركت قطعهء مخصوص نمىشود ، مگر آن‌كه قطعهء قبلى را طى نموده باشد ، انضمام سلسلهء مراتب قرب است كه طبيعت را علت حركت مىنمايد ، پس طبيعت ثابته در عليت

--> - تبديل در موضوع حاصل شود محقق گردد ، لازم آيد كه ماهيت عرضيه در اين نحوهء از وجود مستقل باشد و تابع محض جوهر نباشد .