سيد جلال الدين آشتياني

89

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

نسبت به حركت احتياج به معدات دارد كه صدور حركت از طبيعت بدون مراتب مذكوره امكان ندارد ، بنابراين علت تجدد حركت جهات مذكوره است . جواب آن‌كه فاعل مباشر حركت كه حركت از آن ناشى مىشود و مزاول با حركت است ، نمىشود ثابت باشد . درجات مختلفهء قرب و بعد از علت معده حركتند و حركت به حسب نحوهء وجود منبعث از طبيعت است و طبيعت مبدأ وجود حركت است . البته حصول نحوهء وجود حركت محتاج به علت معده است و بدون اعداد حاصل نمىشود ، ولى آنچه كه تأثير دارد در وجود حركت و مبدأ حركت مىباشد ، طبيعت است و علل اعداديه متمّم قابليت قابلند و در طبيعت تأثيرى نمىكنند . و اين‌كه شيخ الرئيس گفته است : طبيعت از جهت ثبات علت حركت نمىشود ، بايد مرادش از عليت در اين‌جا علت موجبه حركت باشد نه علت معده . هر معلولى احتياج به علت موجبه دارد ، خلط بين علت موجبه و علت معده شيخ را دچار اشتباه به اين بزرگى نموده است . خلاصهء كلام آن‌كه فرض دو سلسله نتيجه‌اش اين مىشود كه طبيعت به انضمام هر حالتى از حالات قرب و بعد نسبت به مقصد علت از براى قطعهء خاصى از حركت مىگردد نه آن‌كه هر مرتبه‌اى از مراتب قرب و بعد علت مرتبهء ديگر گردند ، بدون آن‌كه طبيعت تأثير كند . چون حركت به حسب وجود استناد به طبيعت دارد و مقتضى حركت طبيعت است . علاوه‌براين چون علت و مبدأ جميع اعراض طبيعت است و دو سلسلهء مفروضه كه شيخ براى فرار از حركت جوهريه به آن چنگ زده است ، به حسب وجود تأخر از طبيعت دارند ، چگونه از طبيعت ثابته صادر گرديده‌اند . چون دو سلسله مفروض عرضند و اعراض در جميع اطوار و شؤونات تابع معروضند . از آنچه كه ذكر كرديم و فرق گذاشتيم بين علت معده و علت مقتضى وجود معلول ظاهر مىشود اشتباهات مرحوم جلوه ( ره ) در رسالهء حركت جوهريه ، پس سيلان