سيد جلال الدين آشتياني

87

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

تخوم و متن ذات و جوهرش واقع شده است ، هرآن مسبوق به عدم واقعى است . صور متواردهء بر ماده جسمانى حصولش به نحو تدرج و تدريج است و ماده چون متحد با صورت است ، مجموعهء عالم دايما در تبدل و سيلان است . لكن همهء حوادث و صور متجدده مرتبط به اصل ثابت و متصل به مبادى عقليه دهرى و مبادى عقليه متصل و مرتبط به اصل ثابت سرمدى مىباشند . حقيقت حق دائم الافاضه و عالم متجدد و متصرم و منقضى است . فيض حق تعالى دايم و ثابت و مصنوعات متصرم و متجددند ، منافاتى بين عدم ثبات موجودات و ثبات فعل حق نمىباشد . حق تعالى قديم الاحسان است و عالم وجود دائم التغير ، احسان حق تناهى ندارد و هيولاى عالم ماده هم به حسب انفعال و استدعا قوهء غيرمتناهى است . تعالى اللّه زهى درياى پرشور * كز او بر تشنه آرد تشنگى زور از او گر تشنه‌اى يك قطره نوشد * براى قطرهء ديگر خروشد گذشت اين گفت‌وگو از چون و از چند * نه آب آخر شد و نه تشنه خرسند پس حركات عرضيه كه مبدأ زمانند ، مسبوقند به حركت جوهريه و ذاتيه كه مقدار چنين حركتى زمان جوهرى است . نسبت زمان جوهرى به زمان عرضى بنابر مختار صدر الحكما نسبت حركت جوهريه به حركت عرضيه است ، مثل نسبت جسم طبيعى به جسم تعليمى ؛ ولى حركت عرضيه و جوهريه مثل خود جوهر و عرض به وجودى واحد موجودند « 1 » .

--> ( 1 ) . و اين‌كه آقا ميرزا ابو الحسن جلوه گفته است : « مىشود وجودى در مرتبه‌اى از مراتب ثابت و در مرتبهء ديگر متحرك باشد ، اتحاد وجودى اعراض و موضوعات دليل بر حركت جوهر نمىشود . » كلامى باطل است . براى آن‌كه اگر با فرض اتحاد جوهر و عرض وجود تدريجى عرض بدون آن‌كه -