سيد جلال الدين آشتياني
86
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
و عالم را تقسيم كردهاند به مجردات و ماديات مجردات را قديم زمانى و موجودات زمانيه را به حسب ماده قديم دانسته و صور متواردهء بر هيولاى عالم را حادث زمانى مىدانند . صدر المتألهين چون قائل به حركت جوهريه است ، مجموعهء عالم ماده را مسبوق الوجود به عدم زمانى مىداند و همانطورى كه تقرير كرديم براى اين عالم جهت ثبات و بقاء بوجه من الوجوه قائل نمىباشد . موجودات مجرده را چون احكام وحدت در آنها غلبه دارد ، از شؤون ربوبى دانسته و آنها را ما سوى اللّه نمىداند . سيد محقق داماد و جمعى از متأخرين ، عالم ماده را مسبوق الوجود به عدم دهرى و عالم دهر را مسبوق الوجود به عدم سرمدى مىدانند ، درنتيجه عالم را حادث دهرى مىدانند . اين معنا ملازم با قدم است با آنكه سيد داماد - أعلى اللّه مقامه - در اثبات حدوث دهرى خود را خيلى به زحمت انداخته است « 1 » . حكيم محقق حاج ملا هادى سبزوارى - اعلى اللّه مقامه - « 2 » قائل به حدوث اسمى شده است . مختار او هم مثل مبناى سيد محقق داماد چندان متقن نيست ، ولو آنكه كلام او كلامى علمى است ، ولى ربطى به حدوث و قدم مورد نزاع ندارد . در بين اقوال مذكوره قول مطابق با موازين علمى قول صدر المحققين است . عالم وجود يعنى عالم ماده چون مبدأ و علت وجودش حركت است و حركت در
--> ( 1 ) . چون اين مبنا ملازم با قدم است . چون عالم دهر در مرتبهء وجود ثابت و غيرمتغير است و چون علت عالم ماده است مجامع با عالم است ، عدم وجود عالم زمان در مرتبهء دهر عبارت است از عدم معلول در مرتبه وجود علت فياضه خود . اين باقدم عالم ماده هم سازش دارد . ( 2 ) . حاج ملا هادى از افاضل حكماى عصر خود بوده است . مرحوم آقا على مدرس از آن مرحوم تعبير به وحيد عصر و فريد دهر خود مىنمايد ، علاوهبر مقامات علمى در زهد و تقوا و اعراض از دنيا بىشك كمنظير و از اوتاد عصر خود بهشمار مىرود . در سنهء 1289 فوت كرده است .