سيد جلال الدين آشتياني

77

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

انتقالات ذاتيه به مرتبه احساس و تخيل و تعقل برسد . نفس به حسب وجود خارجى با حفظ نيلش به مقام تجرد از جهت نزول عين ماده جسمانيه است ، اقتران نفس به بدن و تصرف آن در مادهء جسمانيه امرى ذاتى و داخل در وجود نفس است و نفس به اعتبار مقام نفسيّت ، وجودى غير از اضافهء به بدن ندارد . مگر بعد از استحالات جوهريه و وصول نفس به مقام عقل تام و اتحاد و فنايش در عقل فعال . خيلى عجب است از شيخ الرئيس و اتراب و اتباع او كه نفس را در اول مرتبهء وجود ، موجودى مجرد و مستقل فرض كرده‌اند و به تالى فاسد اين قول توجه ننموده‌اند « 1 » . برهان ششم [ فلاسفهء اسلام مراتب و مقامات و نشآت وجوديه نفس غافل مانده‌اند ] فلاسفهء اسلام - قدس اللّه أسرارهم - چون حركت جوهريه را منكرند ، از مراتب و مقامات و نشآت وجوديه نفس غافل مانده‌اند . آنچه را كه از نفس و مقاماتش در كتب آنها بيان شده است ، همان عوارض ادراكيه و تحريكيه و بيان قواى ظاهره و باطنه و تجرد قوهء عاقله و اثبات تجرد ادراكات عقليه و بقاى آن بعد از موت است . در امر قواى راجع به غيب نفس هم كوتاه آمده‌اند و از براى نفس فقط تجرد عقلى قائلند ، در حالتى كه جميع قواى مربوط به غيب نفس از حس مشترك و قوه خيال و وهم و غير اينها از مادهء جسمانيه تجرد دارند ، اما آنچه كه راجع به وجود سابق بر طبيعت از نشآت عقليه و برزخيه و آنچه كه راجع به

--> ( 1 ) . در كلمات اوايل قول به تحول ذاتى در نفس ديده مىشود ، شيخ در مبحث نفس شفا اين قول را نقل و رد كرده است . رجوع شود به طبيعيات شفا ، چاپ سنگى ( تهران ) ، صفحهء 282 . به‌زعم شيخ و اتباع او چون حركت جوهريه را منكرند ، نفوسى كه در به دو وجود افاضه به ابدان مىشوند ، به‌حسب قوت وجود يكسانند و در استكمالات و كسب فضائل و معارف فرق بين افراد انسان به عوارض است و به اعتبار جوهر ذات در يك مرتبه از وجودند ، بايد اين بزرگان ملتزم شوند كه نفس كليه نبوى صلّى اللّه عليه و آله يا ولوى عليه السّلام كه محيط به ملك و ملكوت است ، با ضعيف‌ترين افراد يكى باشد .