سيد جلال الدين آشتياني

68

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

فصول منطقىاند ؛ بنابر نفى تشكيك خاصى و عدم جواز اشتداد در يك حقيقت واحده بايد انواع غيرمتناهيه ( به اعتبار قبول هر متصلى انقسامات غيرمتناهى ) محصور بين مبدأ و منتهاى يك هويت اتصاليه بالفعل موجود باشند ، لازم اين معنا تشافع حدود و تتالى آنات است . سوم آن‌كه وجود اشتدادى با وحدت و استمرارش چون وجود متجدد و متقضى است ، منقسم به سابق و لاحق مىشود و چون در اشتداد است ، از براى آن افراد ضعيف و قوى و متوسط متصور است و از اول شروع به حركت تا انتهاى حركت يك وجود سارى جامع بين متكثرات موجود است و هر وجود قبلى متضمن وجود بعدى و هر وجود بعدى كامل به حسب قوت وجود شامل افراد قبلى مىباشد . سر اين مطلب آن است كه در حركت اشتدادى يك طبيعت از بياض به حسب مفهوم ثابت و به حسب وجود خارجى سيال و متصرم است و لكن وجود ناقص مبدل به كامل و معدوم صرف نمىشود ، بلكه در حركات استكماليه فعليت منضم به فعليت ديگر مىشود و معناى تشديد در درجات وجود اين است ، نه آن‌كه صورتى زائل شود و صورتى ديگر جاى آن‌را بگيرد . فرق بين حركت و كون و فساد هم همين است و معناى فعليت تدريجى در موارد اشتداد زوال نقص ناقص و تبديل به كامل است و بايد اين مطلب را درست فهميد و تأمل كرد كه پايه و اصل از براى تصوير حركت اشتدادى چه در كيف و چه در جوهر ، اصالت وجود و وحدت اصل حقيقت وجود و تشكيك خاصى است . از آنچه ذكر كرديم معلوم مىشود كه شىء واحد ممكن است داراى اطوار و شؤون متعدده باشد . اعضال و حل شيخ فلاسفهء اسلام - عليه الرحمة و الرضوان - در جميع مواردى كه تحولات جوهرى را انكار نموده ، بين وجود و ماهيت خلط كرده است و چون قائل به تشكيك در يك حقيقت واحده كه تشكيك خاصى باشد نبوده است ، از تصور