سيد جلال الدين آشتياني

234

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

بيان كرديم كه صور طبيعيه ( صورت نوعيه ) در جسمانيات مبادى حركات طبيعيه‌اند و گفتيم مباشر تحريك و فاعل قريب و مزاول حركت بايد به حسب وجود امرى سيال و متجدد باشد و چون صور طبيعى متحد با ماده و هيولى مىباشند و داراى امكان و استعدادند ، هرچه از قوه به فعليت برسند امكان قبول صور را دارند . مبدأ تغير و فاعل مقوم جسمانيات طبيعت است ، چون مبدأ حركت بايد امر سيال و غيرثابت باشد ، زمان و حركت در تجدد و عدم انقضا تابع سيلان و تقضّى و تصرّم جوهرند . اعراض در جميع تغيرات و تحولات تابع صرف طبيعت مىباشند ، هيولاى متحد با طبيعت قوهء محضه است و در جاى خود بيان كرديم كه طبيعت در حركت و سيلان و جنبش مستغنى از علت است و احتياج به مفيض حركت ندارد ، چون ذاتى علت نمىخواهد . ولى در نحوهء وجود محتاج به علت است ، علت مفيض وجود طبيعت بايد امرى غيرجسمانى و غيرسيال باشد ، لذا وجود طبايع را مستند به عقل مجرد دانستيم . مقوم وجود طبيعت بايد جوهرى قدسى كه نسبت او به همهء افراد ماديه على السواست باشد ، علاوه‌براين در مباحث حركت در جوهر بيان كرديم كه چون در حركات متوارد بر طبيعت شىء متحرك مبدل به انواع مختلفه مىشود و جهت بقا هم در آن نيست و حركت احتياج به موضوع ثابت دارد ، با تبدل خصوصيات حركت از طرفى وحدت هيولى وحدت جنسى و اصل طبيعت هم متجدد و متغير است . ناچار بايد واحد ثابتى كه به آن اصل طبيعت و سنخ آن با تبدل خصوصيات محفوظ بماند موجود باشد ، پس ذات طبيعت بايد منتظم از جوهر ثابت عقلانى و جوهر متجدد هيولانى باشد ، ناچار طبيعت با جوهر مجرد بايد اتحاد معنوى داشته باشد كه ذاتش ذات طبيعت و فعل و آثارش فعل آن و فرقشان به تجسم و تجرد باشد « 1 » .

--> ( 1 ) . اين برهان را از ناحيهء علت فاعلى براى اثبات مثل نورى اقامه كرده است . از ناحيهء غايت هم