سيد جلال الدين آشتياني
227
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ديگر از افراد طبيعت نباشند . ملاك انسان بودن انسان اگر آنچيزى است كه در طبيعت كامل انسان موجود است ، بايد فرد ناقص و متوسط انسان نباشند و اگر ملاك انسان بودن آن مرتبهاى از طبيعت است كه در ناقص يا متوسط تحقق دارد ، بايد دو فرد ديگر انسان نباشند . اين قبيل از اشكالات ناشى از خلط بين وحدت عددى و وحدت اطلاقى است و مصادره به مطلوب مىباشد . شيخ الاشراق و اتباع او كه تشكيك در ذاتيات را جايز مىدانند ، از اين اشكالات بهخوبى جواب دادهاند . در مباحث وجود و اينكه وجود حقيقت واحد و داراى مراتب متعدد مقول به تشكيك است ، اين حقيقت را واضح و بهطور كامل بيان كرديم « 1 » . بعد از واضح شدن اين معنا كه شايد يك حقيقت واحد داراى مراتب متعدد مقول به تشكيك باشد ، مىگوييم : فيض وجود از حق تعالى نازل و مادامى كه از فرد عقلى و مثالى مرور ننمايد ، به فرد محسوس مادى نخواهد رسيد و الا در نظام وجود طفره لازم آيد و طفره در نظام وجود محال است . برخى گفتهاند امكان چنين وجودى كه عارى از جميع عوارض و شؤون ماديه باشد ، محرز نيست تا آنكه با قاعده امكان اشرف بتوان چنين وجودى را ثابت كرد و از وجود اخس استدلال بر آن نمود . اين كلام خالى از تحقيق است ، لذا
--> ( 1 ) . بنابر اصالت وجود تشكيك در ماهيات جايز نيست ، ماهيت بما هى هى خالى از جميع انحاى تقدم و تأخر و شدت و ضعف است . ولى ماهيت به ملاحظهء فناى در وجود و محاذى بودن با خارج جميع انحاى تشكيك در آن جارى است . ملا صدرا در شواهد گفته است : « و اما تفصيل مباحث التشكيك مستقصى فقد أوردناه في الأسفار و رجّحنا هناك جانب القول بالأشدية بحسب الماهية و هاهنا نقول : هذا التفاوت يرجع إلى أنحاء الوجودات ، فللوجود أطوار مختلفة في نفسه و المعاني تابعة لاطواره » . اين تبعيت به اعتبار فناى ماهيت در وجود است نه به اعتبار ذات ماهيت . لذا گفته است : « المعاني الكلية لا تقبل الأشدّ و الأضعف سواء كانت ذاتيات أو عرضيات سوى الوجود ، فإنّه بذاته ممّا يتفاوت كمالا و نقصا و تقدما و تأخرا و أمّا المعانى الكلية إنّما يلحقها التقدم و التأخر و الكمال و النقص بواسطة وجوداتها الخاصة فالنور مثلا لا يتفاوت في مفهومه بل في وجوده » .