سيد جلال الدين آشتياني
223
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
سيد محقق داماد ( قده ) مثل الهيه را نقل صور مادى شخصى به اعتبار تمثل و حضور آن صور از براى مبدأ وجود دانسته است . چون ميرداماد و جمعى ديگر عالم ماده را متعلق علم حق مىدانند و گفتهاند : موجودات اين عالم متغير و متجدد نسبت به علل طولى خود ثابت و مجردند « 1 » به مراد افلاطون شيخ الاشراق از ديگران بهتر پى برده است ، ولى تصريح نكرده است كه فرد مجرد عقلانى با موجود داثر مادى داخل نوع واحدند . اين معنا را صدر المتألهين كاملا بيان كرده است « 2 » . نقل و اشكال شيخ الرئيس چون در ذاتيات تشكيك قائل نيست و اصولا تشكيك خاصى را منكر است ، مثل افلاطونى را انكار كرده است . چون قائل به مثل نورى و عقول عرضى بايد در افراد يك طبيعت تجرد و تجسم و تقدر و عليت و معلوليت و تقدم و تأخر قائل گردد . چون فرد مجرد عقلانى از انسان تجرد تام از ماده دارد و از جميع شؤون مادى برى است . همين انسان فردى برزخى دارد كه از ماده تجرد دارد ، ولى صاحب مقدار است . از براى انسان نيز افراد منتشر در ماده متصور است كه به حسب طليعهء وجود منغمر در مادهاند . التزام به اين مبنا و قول به مثل افلاطونى بنابر فلسفهء شيخ از جمله محالات است « 3 » ، لذا شيخ در شفا
--> ( 1 ) . در مبحث علم اثبات كرديم كه تجرد و عدم تجرد از ماده از امور نسبى و اضافى نيست . ممكن نيست موجودى نسبت به علت خود مجرد از ماده و نسبت به غير منغمر در ماده باشد . ( 2 ) . رجوع شود به أسفار مباحث امور عامه ، چاپ تهران ، سنگى ، 1282 ق ، ص 124 ؛ الشواهد الربوبيه ، طبع سنگى ، چاپ تهران ( ص 110 ، 111 ، 112 ) ؛ تعليقات بر شرح حكمة الاشراق ، چاپ تهران 1315 ق ، ص 372 ، 373 ، 374 ، 375 - مبحث مثل افلاطونى شرح حكمت الاشراق تعليقات آخوند ، ص 252 ، 253 ، 254 . صدر المتألهين مدعى است كه شيخ الاشراق نظرش اثبات وحدت نوعى بين عقول عرضيه و افراد ماديه نيست و اين معنا را نتوانسته است اثبات كند تشريح اين مطلب خواهد آمد . ( 3 ) . شيخ در الهيات شفا چاپ سنگى تهران 1305 ق ، ص 556 ، از قائلان به مثل نورى به سبكى اسم برده و