سيد جلال الدين آشتياني
216
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
شيء عن شيء « 1 » . پس حقيقت حق در مقام ذات حقيقة الحقايق و مجمع جميع كمالات و فاقد جميع انحاى عدميه است و فقدان كمالى از كمالات همان تركيب از جهت وجدان و فقدان و ملازم با امكان و حدوث است . فهم اين قاعده مبتنى بر تعقل اصالت وجود و وحدت حقيقت وجود و نيل تام به معناى تشكيك خاصى ، بلكه خاص الخاصى است . همان وجدان حق جميع حقايق را و شهود آن حقايق را در مقام ذات سبب احاطهء قيوميه او به حسب ذات و احاطهء سريانيهاش به حسب فعل نسبت به همهء حقايق است . حقيقت او تمام هر شىء و كمال هر ناقص است « عنت الوجوه للحيّ القيّوم » . تحقيق و تتميم از مطاوى كلمات گذشته معلوم و واضح شد كه حقيقت مقدس حق به واسطهء بساطت ذات و تماميت حقيقت جامع جميع نشآت و فعليات است و به مقتضاى احاطهء قيومى آن ذات كرّوبى صفات و بهجت انبساط به جميع اشياء و مبدأ بودن آن علت العلل نسبت به جميع عوالم غيب و شهود در مقام ذات بايد همهء كمالات را واجد باشد ، به نحوى كه هيچ موجودى از حيطه او خارج نباشد . بلكه همهء فعليات مستجن و مستهلك در مقام ذاتش باشند « لا يشذّ عن حيطة وجوده و علمه و قدرته شيء من الأشياء » . ما در مباحث قبلى بيان كرديم كه اصالت اختصاص به وجود دارد و وجود هرچه از تركيب دور باشد ، وجدان آن مادون را تمامتر و مجمعيت آن از براى انتزاع
--> ( 1 ) . در كلمات ائمه عليهم السّلام اشارات و تصريحات لطيفه به اين قاعده زياد است ، ولى فهم آن كلمات شريف صادر از مقام ولايت بدون تسلط تام به علوم الهيه ممكن نيست و هركسى قابليت فهم حقايق صادر از منبع ولايت را ندارد . از كمان سست تير انداختن * كار هر بافنده و حلاج نيست