سيد جلال الدين آشتياني

217

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

معانى كماليه كاملتر خواهد بود تا برسد به وجودى كه از غايت صرافت و نهايت تماميت ثانى از سنخ خود در دار وجود نداشته باشد و هر وجود غيرمحدود صرف از آن‌جايىكه وجود عين همهء كمالات است ، صرف همهء كمالات و صفات كماليه مىباشد . آن حقيقت علمى است كه جهل در آن راه ندارد ، قدرتى است كه به همه مقدورها تعلق گرفته است اراده‌اى است كه هيچ موجودى از تحت نفوذ آن خارج نيست . « ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن » ، پس حق تعالى صرف همه كمالات است و هيچ كمالى در او محدود نيست همه كمالاتش انتها ندارد . معناى علم تفصيلى و اثبات انكشاف تام همهء اشيا در موطن ذات بدون آنچه را كه در اين مبحث بيان كرديم تمام نمىشود . هر وجود قوى به نحو اعلا و اتم واجد وجودات مادون خود است و جميع موجودات در موطن ذات به وجود جمعى قرآنى موجودند و چون اين علم حد ندارد ، اگر بخواهى از آن تعبير نما به انكشاف تفصيلى و چون مفصلات در مشهد ذات به وجود قرآنى تحقق دارند ، اگر بخواهى از اين علم تعبير نما به علم اجمالى در عين كشف تفصيلى . چون صرف علم و انكشاف محض و تام انكشافى را گويند كه محدود به هيچ حدى نباشد و جهل بوجه من الوجوه در آن تصوير نشود . اگر در عالم موجودى فرض شود كه مكشوف حق در موطن ذات نباشد ، لازم آيد كه حق تعالى مرتبه‌اى از مراتب علم را فاقد باشد . لازم اين سخن تحديد علم حق است و تحديد از خواص وجود امكانى است ، نه وجوبى و اين كلام در قدرت و اراده و ساير صفات هم جارى است و منافات بين قدم علم و حدوث معلوم و ثبات علم و تغير معلوم نمىباشد . لذا متعلق علم او جميع اشياست و چون اين علم عين ذات است علم فعلى است ، نه انفعالى تابع معلوم . صدر المحققين در مشعر ثانى از كتاب مشاعر ( ص 85 ) گفته است : إن للعلم حقيقة كما أنّ للوجود حقيقة ، فكما أنّ حقيقة الوجود حقيقة واحدة و مع وحدتها يتعلّق بكل شىء و يجب أن يكون وجودا يطرّد العدم عن كل شيء و هو وجود