سيد جلال الدين آشتياني

207

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

و نبات و حيوان باشد ، به نحوى كه انسان از افراد اين معانى گردد . معناى اشتمال انسان بر اين معانى آن است كه انسان در درجه وجود و هستى فعليتى را دارد كه همه معانى متفرقه در اين وجود واحد جمعند و اين معانى ناشى از استكمالاتى است كه از مرتبهء جمادى شروع و به مرتبهء عقل بالفعل و عقل بالمستفاد بلكه نسبت به بعضى از افراد تا فناء فى اللّه ختم مىشود . مقدمهء سوم - در فن حكمت متعاليه اساطين فن خصوصا صدر المتألهين ( قده ) بيان كرده‌اند كه علت مفيد وجود بايد از معلول به حسب ذات اشرف و اكمل باشد ، چه تساوى در مرتبه منافى با عليت و معلوليت است ، علت اصل و معلول فرع و قائم به علت است . وقتى اين مقدمات را به‌طور كامل بررسى كردى معلوم خواهد شد كه حقيقت بسيطه حق بايد جامع جميع نشآت وجوديه باشد به نحوى كه آنچه از كمال در متن اعيان فرض شود ، آن حقيقت همه آن كمالات را به نحو اعلا و اتم واجد باشد و آنچه از كمالات به‌طور تفرق در اشيا ديده مىشود به نحو صرافت و عدم محدوديت در آن وجود مجتمعند و لا يشذّ عن حيطة علمه شيء من الأشياء . مراتب علم حق عبارت است از عنايت كه نزد مشائين صور مرتسمه و نزد صدر المتألهين عين ذات حق مىباشد . و قضا كه عبارت است از عقول طوليه و عرضيه كه علوم فعلى و تفصيلى خارجى حقند و حقيقت حق آنها را شهود مىنمايد ، صدر المتألهين صور مجرده و عقول قدسيه را از لوازم وجود مبدأ مىداند و چون حيثيت عدميه و جهات امكانيه در آنها نمىباشد ، آنها را جزو عالم نمىداند . عقول قديم بالذات و باقى به بقاى حقند و بين آنها و حق انفصال وجودى نيست . مرتبهء سوم علم حق وجودات برزخيه در قوس نزولند كه به جمعيت وجود عقلى و تفرق وجود مادى نيستند ، چون از ماده جسمانى تجرد دارند . مرتبهء چهارم علم حق نزد برخى وجودات منغمر در ماده‌اند كه از آنها تعبير به سجل كون مشتمل بر دفتر وجود نموده‌اند .