سيد جلال الدين آشتياني

186

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

اقوال حكما در علم بارى مختلف است ، براى روشن شدن مطلب مسالك مختلف در علم را ذكر مىنماييم و سپس مىپردازيم به بيان قول حق . 1 - ابو نصر فارابى و ابو على سينا و بهمنيار و ابو العباس لوكرى و اتباع آنها علم تفصيلى مبدأ را به صور مرتسمه در ذات مىدانند . 2 - شيخ الاشراق و محقق طوسى و سيد محقق داماد و شارح حكمة الاشراق علامهء شيرازى جميع صفحات وجود را از مجردات و ماديات بسائط و مركبات علم تفصيلى حق مىدانند . 3 - جمعى مثل فرفوريوس و كثيرى از مشائين از باب اتحاد صور عقليه و حقايق معقوله با وجود حق تعالى ، حق را عالم به اشيا مىدانند . 4 - افلاطون الهى و اتباع او ملاك علم تفصيلى حق به اشيا را به صور مفارقه و مثل نوريه مىدانند و حقيقت حق به واسطهء شهود ارباب انواع همهء حقايق را مشاهده مىنمايد . حقايق نوريه نزد آنها علوم تفصيلى حقند . 5 - معتزله به واسطهء اشكالات وارد در علم قبل از وجود معلوم قائل به ثبوت ماهيات و معدومات قبل از وجود آنها شده‌اند و از براى ممكنات قبل از وجود ثبوت قائلند و ملاك علم حق در نزد اين جماعت كه در حقيقت از اصحاب خناسند ، ثبوت ماهيات منفكة عن كافة الوجودات است « 1 » .

--> المؤاخذات في أعلى طبقات القوى الفكرية البشرية و هو بالحقيقة تمام الحكمة الحقة الالهية و لصعوبة هذا المطلب و غموضه أنكر بعض الأقدمين من الفلاسفة علمه بشيء فضلّوا ضلالا بعيدا و خسروا خسرانا مبينا » . ( 1 ) . خلاصهء اقوال در علم به شرح زير است : بعضى از اقدمين علم حق را به ذات خود انكار نموده‌اند ، برخى علم حق را به معلولات خود نفى نموده‌اند ، چون علم معلوم لازم دارد و معلومات ( معلولات ) در ازل نبوده‌اند . قائلان به علم تفصيلى حق در ازل اختلاف كرده‌اند ، بعضى ملاك علم تفصيلى حق را مفاهيم و معانى ذهنيه و برخى ثابتات خارجيه دانسته‌اند و عده‌اى علم حق را مثل عقليه و جماعتى اتحاد صور علميه با ذات حق و جمعى ذات حق را علم اجمالى به همه‌چيز دانسته‌اند و علم تفصيلى او را نفس معاليل امكانيه