سيد جلال الدين آشتياني
180
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
عقل فعال از جهت اتحاد با صورت عقليهاى كه درك كرده است و با آن متحد شده است ، با عقل فعال نيز متحد مىشود . لذا به همهء حقايق موجود در عقل فعال عالم نمىگردد و چون همهء معانى بهطور صرافت و تماميت و اطلاق و وجود جمعى احدى در عقل موجودند ، هر نفسى به اندازهء استعدادى كه تهيه نموده است ، با عقل متحد مىشود و چون معانى در عقل محدود نيستند و وحدتشان ، وحدت اطلاقى است از ظهور در مجالى متعدد و اتصال با نفوس متكثر إبا ندارد . همانطورى كه اين معانى اگر بهطور فرق و بسط در متكثرات موجود شوند ، تجزى و تقدر در عقل لازم نمىآيد . كذلك از اتحاد نفوس كثيره با عقل فعال تجزى و تقدر در عقل لازم نمىآيد و لازم نمىآيد كه هر نفسى در مقام ادراك همهء معانى موجودهء در عقل فعال را ادراك نمايد . غفلت از كيفيت وحدت اطلاقى و عقلى و خلط بين وحدت عقلى و عددى منشأ اين اشكالات شده است . وحدت مرسل و مطلق از اجتماع با متكثرات و متعددات ابا و امتناع ندارد . توضيح و تحقيق اينكه در كلمات قوم وارد است كه نفس در استكمالات متحد با عقل فعال مىشود ، مرادشان آن است كه چون عقل فعال واسطهء در فيض و مبدأ صدور مكونات است ، صورت كماليه اشيا مىباشد و غايت وجود نفوس مدرك كليات است . اين مطلب در كلمات اهل ذوق خيلى رايج است . در مسفورات خود گفتهاند : « النهايات هي الرجوع إلى البدايات » . غايت وجود موجودات اين نشأه اتصال به عوالم غيبيه است ، اگر نفوس ناطقه متصل به مبادى خود نگردند ، بايد غايت وجودى و استكمالى آن امرى ديگر باشد و اگر رجوع به نهايات محقق نشود ، لازم آيد كه عقول مجرده غايت مكونات نباشند و در نتيجه فاعل هم نخواهند بود . هرچيزى كه به حسب طبيعت و