سيد جلال الدين آشتياني
181
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
خلقت غايت وجود شىء باشد ، بايد يك وقتى صورت كماليهء آن شىء گردد مگر آنكه با مانعى مصادف شود . در جاى خود ثابت گرديده است كه قسر دائم و اكثرى محال است . اگر كسى نتواند تصور كند كه چگونه مىشود شىء واحد هم غايت شىء باشد و هم فاعل مفيض وجود و بگويد ممكن نيست يك وجود واحد هم علت و مقدم بر شىء و هم غرض و متأخر از وجود شىء باشد « 1 » ( بعد از مراتب استكمالات ) و تحولات بايد از فهم مسائل علم الهى و حكمت ماوراء الطبيعه مأيوس گردد . حقيقت مقدس حق اول مبدأ و غايت جميع اشياست « هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن » ، اين اوليت و آخريت به واسطهء سعهء وجود و انبساط نور و ظهور آن حقيقت بيهمال است . در قرآن مجيد به همين نكته نظر داشته است كه فرموده است : « رفيع الدرجات ذو العرش المجيد » و هو تعالى اصل حقيقة الوجود و ثمرتها . علة العلل موجودات از نهايت اطلاق و صرافت نور وجودش نافذ و سارى در جميع موجودات است ، وجود او چون انتها ندارد و صرف است ، هم ابتدا و مبدأ ظهور همهء اشياست و هم انتها و غايت اصلى هر موجودى . عقول فعاله همچون ظل وجود اطلاقى حقند ، مبدأ و غايت موجودات مادون خودند ، در سعه و سريان و ظهور تأسى به مبدأ خود نمودهاند . خلاصه در سلسلهء علل طوليه بدايت و نهايت هر موجودى علت فياض وجود آن است . در دار حركات و متحركات موجودات صاحب نفس ناطقه بالاخره متصل به رب النوع
--> ( 1 ) . موجودات به حسب ابتدا و انتهاى وجود اختلاف دارند . بعضى از اشيا ابتداى وجود و حشر آنها يكى است ، مثل مجردات نوريه چون استكمال در آنها نيست . در ابتداى وجود محشور با علل خود هستند . برخى موجودات ( موجودات مادى ) ابتداى وجود آنها در ماده جسمانيه است و بعد از تحولات حشر آنها اختلاف دارد . برخى انتهاى حركت آنها اتصال به عالم برزخ است . جمعى محشور با عقولند و معدودى محشور با حقند . اين دسته در قوس صعود از همهء موجودات جلو افتاده و خود را بهغايت اصلى خود مىرسانند . « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »