سيد جلال الدين آشتياني
168
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
هر عرضى را با وجود معروض متحد دانست . علاوهبراين آخوند ( ره ) فرموده است : چون صورت معقوله حقيقتى غير از معقوليت ندارد و حيثيت ذاتش عين معقوليت مىباشد ، اعم از آنكه عاقلى در عالم باشد يا نباشد ، پس بايد حقيقت عاقل از آن جدا نباشد و الا لازم آيد معقول موجود باشد و عاقل نداشته باشد ، غير از اين تقريرى است كه استاد علامه - ادام اللّه تعالى علوه و مجده - بيان فرموده است . فرمودهء استاد ظاهرا بيان مراد صدر المتألهين نمىباشد . درست است كه كلمات حكيم سبزوارى در اين باب مضطرب است ، ولى مناقشهاش بر برهان تضايف وارد است « 1 » . اگر كسى بگويد نفس مجردهء بالفعل كه همه جهات وجودى آن تمام است امكان ندارد محل اعراض شود ، بدون آنكه استعداد قبول در آن باشد و اگر در شىء استعداد قبول بود ، داراى هيولاست و منافات با بساطت نفس دارد ؛ علاوه براين بايد مجرد همهء كمالات را در اول مرحله وجود واجد باشد ، پس بايد نفس جسمانى الحدوث و هيولى جهت صور علميه باشد . گفته مىشود اين خود برهانى است بر حركت جوهريه و اتحاد عاقل و معقول و ربطى به برهان تضايف ندارد و خود دليل مستقلى است و اگر تماميت برهان تضايف متوقف بر اين بيان باشد ، تضايف دليل مستقلى نخواهد بود . استاد علامه بعد از عبارت مذكور فرموده است : « و لعمر الحبيب لو تأمل ( ره ) فى قول صدر المتألهين في أواخر الفصل حيث قال : و ليس لحوق الصورة العقلية بها عند ما كانت قوة خيالية بالفعل عقلا بالقوة كلحوق موجود مباين لموجود مباين كوجود الفرس لنا أو كلحوق عرض لمعروض جوهري مستغنى القوام في وجوده عن ذلك
--> ( 1 ) . چون تضايف تكافؤ در رتبه را اثبات مىنمايد ، ولى اتحاد را اثبات نمىنمايد . قيام صورت عقلى بنا به مذاق مشهور قيام حلولى است معقول معقول است به عاقل مقوم وجود خارجى خود .