سيد جلال الدين آشتياني

160

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

غير از اين وجود ندارد . حال صورة معقوله و لحاظ معقوليت در آن مثل لحاظ حركت و متحركيت در جسم نمىباشد كه با قطع‌نظر از محرك وصف متحركيت براى جسم ثابت نباشد ، معقول بالفعل نحوهء وجودش وجود معقولى و غير از معقوليت شأنى ندارد و به حسب هويت معقول است و احتياج به عاقلى غير از خود ندارد . پس صورت عقليه عقل و عاقل و معقول است بدون اختلاف جهات اگر به حسب معقوليت احتياج به امرى غير از ذات داشته باشد ، لحاظ امرى غير از ذات صورت معقوله جهت اتصافش به معقوليت ملازم با انفكاك معقوليت بالفعل از عاقل بالفعل است . در جاى خود ثابت شده است كه متضائفين در وجود و درجات آن متكافئند ، اگر معقول بالفعل شد بايد عاقل آن هم بالفعل باشد معقول بالقوه عاقل بالقوه مىخواهد . حاصل كلام آن‌كه صورت مجرد از ماده چون معقول بالفعل و بالذات است و شأنى غير از معقوليت ندارد و چنين حقيقتى بايد معقوليت عين ذاتش باشد ، هميشه متحد الوجود با جوهر عاقل خود بوده و توقف آن جهت معقوليت به امرى وراى ذات خود مستلزم انفكاك معقول بالفعل از عاقل بالفعل است . تلخيص هر صورت مجرده‌اى وجود فى نفسه‌اش ، وجود معقولى بالفعل و جهتى غير معقوليت ندارد . همين‌طور هر وجود محسوسى وجود فى نفسه‌اش همان محسوسيت آن وجود است و هكذا ساير مدركات باطنى به نحوى كه اگر فرض شود انسلاخ معقوليت از صورت معقوله امر موجودى نخواهد بود و فرض معقوليت فرض وجود و تمثل آن نزد جوهر عاقل است . اگر براى وجود صورت معقوله بدون وجود عاقل وجودى باشد جداگانه ، به‌نحوى كه عقل هريك از آنها را مستقلا ملاحظه نمايد و صورت معقوله را حال در وجود عاقل ببيند و معقوليت