سيد جلال الدين آشتياني
15
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
او و ملا صدرا نشده است . توماس هربرت « 1 » كه در زمان صفويه ( 1627 م / 1037 ق ) به قصد سياحت به ايران آمده است ، از مدرسهء اللّه وردى خان شيراز اسم برده و مىگويد : « در اين مدرسه انواع علوم از نجوم ، رياضيات ، فلسفه و كيميا تدريس مىشود » . گوبينو « 2 » در زمان قاجاريه به ايران مسافرت كرده و دربارهء ايران كتب متعددى تأليف نموده است ؛ اين شخص به شهرت ملّا صدرا واقف بوده و چون مردى دانشمند و صاحب علاقه به علوم عقلى و حكمت نظرى بوده است ، از ملّا صدرا و پيروان مكتب او اسم مىبرد . « 3 » دربارهء ملّا صدرا - با آنكه اشتباهات زيادى كرده ، از جمله آنكه اسفار را سفرنامه دانسته - چنين نوشته است : در واقع ملا صدرا يك مخترع و مبدع نيست ، بلكه فقط احياكنندهء حكمت معظم شرقى و نبوغ او در اين است كه توانست آن را به صورتى ملبس نمايد كه قبول و مقبول زمانى كه در آن مىزيست قرار گيرد ، مزيت واقعى غيرقابل انكار ملا صدرا همان است كه بالا ذكر شد و آن اين است كه او براى زمانى كه زندگى مىكرد ، فلسفهء قديمى را احيا نمود و آن را حيات بخشيد ، درحالىكه تا حد امكان آن را از وضعى كه ابن سينا بدان داده بود ، خارج نمود و آن را به نحوى مستقر ساخت كه نه فقط در تمام مدارس ايران اشاعه يافت و حكمت را ثمربخش نمود و كلام جزمى را عقب نشاند و آنرا مجبور نمود كه خواهوناخواه جايى به فلسفه در كنار خود بدهد ، بلكه بانظر به منفعت اسلاف كه نسلهاى فعلى جزئى از آن هستند ، خرابيهاى فلسفه را ، كه حملهء مغول باعث شده بود ، تعمير نمود و مخصوصا وسائل را فراهم آورد تا بدين نتايج بزرگ برسد . بعد از ملا صدرا آثار علم ديگر از بين نرفته و محو نگرديد ، بلكه هميشه در اعيان مشهود ماند و علىرغم
--> ( 1 ) . Thomas Herbert . ( 2 ) . رجوع شود به يادنامه ملا صدرا از انتشارات دانشكدهء معقول و منقول تهران ، مقاله جناب آقاى دكتر نصر ، ص 56 ، 57 ، 58 . ( 3 ) . رجوع شود به يادنامه ملا صدرا .