سيد جلال الدين آشتياني

144

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

صدر الحكماء در اسفار و حواشى شفا و بعضى ديگر از كتب خود ( بنابر طريقهء قوم ) در جواب دو اشكال وجود ذهنى گفته است : حمل محمول بر موضوع و اتحاد آن با موضوع دو نحو تصوير دارد : 1 - حمل شايع صناعى كه به آن حمل عرضى نيز اطلاق مىشود . 2 - حمل اولى ذاتى ، در حمل شايع محمول و موضوع به حسب وجود خارجى متحدند و به اعتبار مفهوم تغاير دارند و ملاك حمل در حمل عرضى اتحاد وجودى است . مفاد حمل اولى ذاتى اتحاد مفهومى و معنوى موضوع و محمول است ، عنوان و مفهوم موضوع نفس ماهيت و معناى محمول است و به صرف اتحاد خارجى موضوع و محمول در اين حمل اكتفا نمىشود . البته يك نحوه مغايرتى ( تغاير اجمال و تفصيل و غير آن ) هميشه در حمل بايد لحاظ شود . بعد از روشن شدن اين دو مقدمه گفته مىشود : طبايع و معانى كليه مثل انسان ، فرس ، كم ، كيف و ساير مقولات به اعتبار كليت و معقوليت در غايت كمون و ابهامند و داخل هيچ مقوله‌اى از مقولات جوهريه و عرضيه نيستند . چون ماهيت بما هى هى بدون لحاظ وجود امرى اعتبارى و ذهنى صرف است ، از جميع شؤون و تحصلات وجوديه عارى است . ما كرارا بيان كرديم كه ماهيت در صدق و عدم صدق بر كثيرين احتياج به امرى غير از خود دارد اگر ماهيت بخواهد مصداق پيدا نمايد ، به‌نحوى كه داخل تحت مقوله‌اى شود بدون لون وجود محال است . ماهيات كليه به اعتبار وجودشان در نفس داخل در مقولهء كيفند « 1 » به اعتبار

--> ( 1 ) . عبارت حاشيه آخوند بر شفا ( ص 129 چاپ تهران ) اين است : « إنّ الطبايع الكلية من حيث كليتها و معقوليتها لا تدخل تحت مقولة من المقولات و من حيث وجودها في النفس أي وجود حالة أو ملكة في النفس تصير مظهرا لها هي تحت مقولة الكيف » . در اسفار در مبحث وجود ذهنى اين‌طور بيان كرده است : « و من حيث وجودها في النفس أي وجود حالة أو ملكة في النفس يصير مظهرا أو مصدرا لها تحت مقولة الكيف » .