سيد جلال الدين آشتياني

145

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

وجود خارجى هر مفهوم و معنائى تحت مقولهء خاصى واقع مىشود ، مفهوم كلى از انسان به اعتبار حصول ذهنى و وجود ظلى داخل مقولهء كيف و به اعتبار نفس مفهوم داخل هيچ مقوله‌اى نمىباشد و به اعتبار وجود اصلى خارجى از مقولهء جوهر است « 1 » . مجرد اخذ جوهر در معناى انسان ملازم با جوهر بودن انسان در جميع نشآت حتى در وجود ذهنى نمىباشد . بودن شىء تحت مقوله‌اى از مقولات جوهريه و عرضيه مستلزم وجود خارجى آن شىء است ، بدون آن‌كه ماهيت متحد با نحوى از وجود شود فى نفسها نه داخل در مقولهء جوهر و نه جزو مقولات عرضيه مىباشد . معناى جوهر به حسب مفهوم جوهر است و به حسب حلول در ذهن كيف نفسانى است و به اعتبار اتحاد و فناى در وجود خارجى جوهر است

--> مرحوم حكيم سبزوارى مصدريت را به صور خياليه و مظهريت را به صور كليه حمل كرده است . در حالتى كه آخوند طبايع كليه را عنوان كرده است و صحبت از مفاهيم جزئيه ننموده است . علاوه‌بر اين صور كليه هم قيامشان به نفس قيام صدورى است منتها آخوند خلاقيت را از براى قوهء عاقله بعد از نهايت استكمال مىداند . مراد آخوند آن است كه نفس در ادراك كليات حالات مختلفه دارد . در اوائل ادراكات وجود صور به‌نحو ملكه نمىباشد ، بلكه صور حالت از براى نفسند . در اين مقام صور ظلالات و اشباحىاند كه در نفس ظهور پيدا مىنمايند و محل ظهور آنها نفس است ، ولى اگر صور علميه راسخ در نفس شدند ، نفس مصدر و خلاق صور علميه مىشود . ( 1 ) . نفس در حصول صور از براى آن حكم طبيعت ( حقيقت وجود لا به شرط ) وجود را دارد كه متجلى مىشود به صور اسماء و صفات در خارج يا موطن علم . همان‌طورى كه طبيعت وجود متعين مىشود به تعينات جوهريه و عرضيه به حسب نشآت وجوديه بدون آن‌كه تعينات منضم به آن شوند . همچنين نفس ناطقه در مقام تجلى فعلى خود متشأن مىشود به صور ماهيات و ذاتيات آن به واسطهء تجلى نفس ظاهر مىشوند به ظهور علمى . در مقام تجلى و ظهور چند چيز به حسب تحليل متصور است . نفس ناطقه و نفس ظهور آن و تعينات ماهويه . از آنچه ذكر كرديم معلوم مىشود مناقشه بر كلام محقق سبزوارى در حاشيه اسفار ( ص 79 ) قوله : « أقول الملاك في حل إلاشكال أن تثبت في الصور العلمية وراء ماهياتها و وجودها في الذهن ماهية اخرى لها وجود آخر منضمة إلى ماهيات الصور المعلومة » . بنابر آنچه ما ذكر كرديم احتياج به ضميمه نمىباشد كيف بالذات ظهور نفس و تعين كيف بالعرض و جوهر بالذات است .