سيد جلال الدين آشتياني

137

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

بنابر طريقهء قوم كه علم را عرض ذهنى و از مقولهء كيف مىدانند ، اشكالاتى وارد مىآيد كه ذبّ آن اشكالات امكان ندارد و آنچه را كه محققان و راسخان در فلسفه در جواب اشكالات وجود ذهنى ذكر كرده‌اند ، اشكال بر اشكال افزوده‌اند نه آن‌كه عويصه‌اى را حل كرده‌اند . چون ادلهء وجود ذهنى اثبات مىنمايد كه اشيا به حقائقها حاصل در ذهن مىشوند نه به اشباحها . چون ذات و ذاتيات در جميع انحاى وجودات بايد محفوظ باشند ، عدم انحفاظ ذات و ذاتيات ملازم با سلب شىء از نفس است . لذا گفته‌اند : مطابقت علم با معلوم خارجى شرط است ، اگر معلوم خارجى عرض باشد صورت حاكيه از آن شىء عرض خواهد بود . اگر ما صورتى از انسان در ذهن خود ممثل نماييم ، آن صورت منحل به جنس و فصل ( حيوان و ناطق ) مىشود ، ولى اگر كيف خارجى را تصور نماييم ، انحلال آن به حيوان و ناطق لازم نمىآيد . اگر ما جوهرى را در ذهن خود تصور نموديم ، اين صورت به اعتبار حكايت از خارج جوهر خواهد بود ، همين معناى موجود در ذهن به اعتبار حلول در ذهن عرض است و شىء واحد نمىشود هم جوهر و هم عرض باشد و تعدد اعتبار موجب جواز اجتماع متقابلين نمىشود . اجتماع متقابلين مطلقا محال است . نحوهء وجود عرض و جوهر متبائن است . قول به اين‌كه عرض از عروض است و عروض عبارت از نحوهء وجود است و چون عرض جنس عالى نمىباشد و عرض عام است از براى مقولات عرضيه ، اشكال ندارد كه به جوهر ذهنى به اعتبار حصولش در ذهن صادق باشد و لازم نمىآيد كه يك شىء دو جنس داشته باشد . اشكال وقتى غيرقابل انحلال است كه شىء واحد داراى دو جنس باشد ، قولى باطل است . چون تغيير لفظ معنا را مختلف نمىنمايد .

--> حق آن است كه نفس در جميع مراتب ادراك هم سمت خلاقيت دارد ، چون در جميع موارد علم تا معلوم در ذهن حاصل نشود ، علم حاصل نيايد و چون نفس مجرد است قيام معلوم به نحو صدور خواهد بود و هم نفس سمت اتحاد با قدس و خزينهء معقولات دارد و تعقل بدون اتحاد با عقل فعال امكان ندارد ، ولى اتحاد مراتبى دارد . اتحاد در قوس صعود و خلاقيت در قوس نزول است .