سيد جلال الدين آشتياني
136
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
مجرد از ماده همانطورى كه ذكر شد تجردش گاهى به حسب اصل وجود است ، مثل مجردات تامه ( عقول ) و مجردات ناقصه ( وجودات برزخى ) . اين قسم از موجودات نفس ذاتشان براى خودشان مشهود و نحوهء وجودشان معلوم و حاضر از براى علتشان مىباشد . گاهى شىء حقيقتى غير از صورت منغمر در ماده ندارد ، چنين وجودى اگر بخواهد معلوم و مشهود گردد ، بايد صورتى از آن در ذهن حاصل آيد كه به وساطت آن صورت مشهود گردد « 1 » . علم به اين قبيل از موجودات بدون تمثل صورت امكان ندارد . اين علم را علم حصولى گويند و آنكه علم را به صورت حاصلهء از شىء نزد عقل يا نزد خيال تعريف كرده است ، بايد علم حصولى را قصد نموده باشد . علم حصولى گاهى بدون آنكه در خارج مصداقى داشته باشد ، محقق مىشود . مثل علم به ممتنعات و ممكناتى كه وجود خارجى ندارند و فقط در نشأهء ذهن تحقق دارند ، در وجود ذهنى اسفار بهطور تفصيل اين معنا ذكر شده است . بحث و تحقيق افاضل از فلاسفه - قدست أسرارهم - صور علميه قائمه به نفس را اعراض ذهنيه دانستهاند و قيام صور را به نفس قيام حلولى مىدانند . ناچار صورت حالّ در ذهن از مقوله كيف خواهد بود . صدر المتألهين قيام صور ذهنيه را به نفس قيام صدورى مىداند « 2 » .
--> ( 1 ) . صورت حالهء در ماده را معلوم بالعرض و صورت حاكى از خارج را معلوم بالذات ناميدهاند . حقيقت علم همان معلوم بالذات است . گاهى هم به صورت ذهنى معلوم بالعرض گويند . چون صورت كاشف و مرآت از براى خارج است و مقصود ادراك شىء خارجى است ، چون خودش در ذهن نمىآيد ، صورتى از آن برمىداريم و الا آنچه كه مقصود بالذات است ، همان خارج است . ( 2 ) . صدر الحكما قيام صور خياليه را قيام صدورى مىداند ، ولى صور عقليه را در اوايل ادراك كليات بهنحو مشاهدهء شىء از مكان بعيد مىداند . در اواسط ادراكات كه نفس داراى قوه و كمال مىشود بهنحو اتحاد با عقل فعال و بعد از اتحاد تام قائل است كه نفس سمت خلاقيت پيدا مىنمايد .