السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )
7
ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )
مقدمه مترجم به نام خدا « حقيقت » همچون آفتاب تابانى است كه در افق وسيع فضاى عالم انسانى پرتو مىافكند . از آنجا كه اين فضاى وسيع هرگز خالى از ابرهاى تيره و تار نبوده است ، به همين جهت نيز چهره نورانى « حقيقت » گاهى از نظرها پوشيده مىماند ، و ناگفته پيداست كه آفتاب با همه نور و روشنى كه دارد ، باز نمىتواند از پس ابر تيره چهره خود را به ساكنان زمين نشان دهد ، و لذا گفتهاند : آفتاب از چه روشنست آن را * پارهء ابر ، ناپديد كند ! درك « حقيقت » نيز بسته به وسعت شكاف ابرهاى متراكم افق فكر انسان است . كسى مىتواند چهره « حقيقت » را مشاهده كند كه پردههاى متراكم اوهام و تعصب و جهل و نادانى را از افق فكر خود پاره نمايد . ولى كسانى كه فضاى عقل و خرد آنها را ابرهاى تيره و تار تعصب و عادات و تقليدهاى كوركورانه و . . . فرا گرفته ، همچون نابينايان ، عالم وسيع و روشن « حقيقت » را يك فضاى تاريك و سياه مىپندارند ! و هيچگاه به حقيقت نمىرسند و آنچه مىبينند سرابى بيش نيست ، و هر چه باور كرده باشند جز افسانه و اوهام نمىتواند باشد . به گفته حافظ شيرازى : « چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند » !