السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )

25

ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )

صاحب بن عباد وزير دانشمند و سخن گستر آل بويه كه بارها بر اشعار متنبّى شاعر زبردست عرب خورده مىگرفت چنان شيفته اشعار سيد رضى و مقام بلند ادبى او بود ، كه شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار او را استنساخ نموده و براى او ببرد . در آن موقع سيد رضى فقط بيست و شش سال داشت ! در بيست و نه سالگى قصيده‌اى در مرثيه ابو طاهر ناصر الدوله ساخت كه از بس داراى الفاظ زيبا و معانى بلند بود استادش ابن جنّى كتاب نفيسى در شرح ابيات آن نوشت و بدينگونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه‌اش را مورد تفقد و ستايش قرار داد ! نظير اين اقدام را از كمتر استادى نسبت به شاگردش ديده‌ايم . ملكات فاضله او سيد رضى در عزت نفس ، وفادارى ، سخاوت ، و ساير ملكات فاضله در عصر خود ، مانند نداشت ، نسبت به امور دينى و رعايت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهايت احتراز مىجست . در قصائدى كه در مدح خلفاى عباسى و سلاطين آل بويه و وزراى آنها و ساير دانشمندان مىسرود بر خلاف عادت شعراء هيچگاه از مرز حقيقت تجاوز نمىكرد ، صله و جوائز و بخشش را از هيچكس نمىپذيرفت . چند بار بخشش بهاء الدوله ديلمى را رد كرد ، حتى وقتى كه پدرش به پاس قصيدهء نغزى كه سروده بود صله‌اى به وى داد ، گفت چون به عنوان صله شعر و بخشش است نمىپذيرم ! ولى در عوض ، خود بسيار نظر بلند و دست و دل باز بود . با همه گرفتارى كه داشت مدرسه‌اى به نام « دار العلم » تأسيس كرد