السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )
117
ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )
قياس نيست ! ! از اين رو بسيار بجاست كه در مقام افتخار به آن حضرت به شعر معروف فرزدق تمثل جويم : اولئك آبائى فجئنى بمثلهم * اذا جمعتنا يا جرير ! المجامع آنها پدران من هستند ، اى جرير ! پس مثل ايشان را براى من بياور ! زمانى كه ما را انجمنها گرد آورد . و ديدم كه سخنان آن حضرت بر محور سه موضوع مىگردد ، خطبهها و فرمانها ، نامهها و رسالهها ، و حكم و مواعظ . پس به يارى پروردگار توانا ، نخست شروع كردم به جمع آورى بهترين خطبهها ، سپس نامهها ، و بعد از آن حكم و آداب و براى هر يك باب جداگانهاى قرار دادم . از جمله شگفتيهاى آن حضرت كه فقط مخصوص اوست و كسى مثل آن را ندارد اين است كه اگر كسى ، سخنانى كه از او در بارهء زهد و مواعظ و پند و نصيحت وارد شده مورد تأمل و تفكر قرار دهد ، به شرط اين كه به فكر نياورد كه اين سخنان از بزرگمردى است عظيم الشأن و نافذ الامر و سلطان ، بى شبهه خواهد گفت اينها سخنان مردى است كه كارى جز عبادت نداشته است ، و در گوشهء انزوا نشسته ، يا به دامن كوهى پناه برده است . و جز به فكر خويش نيست ، و هرگز باور نمىكند كه اينها سخنان مردى است كه در ميدان جنگ آتش از شمشيرش مىچكد ، و گردنهاى گردنكشان را مىزند ، و پهلوانان را به خاك و خون مىافكند ، و با اين حال از همه كس زاهدتر ، و از همهء مردم پاكبازتر است . اينها همه از فضائل شگفت انگيز و خصوصيات نفسانى و لطيف آن حضرت است كه بدان وسيله جمع بين اضداد كرده ، و پراكندهها را گرد