الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
566
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
زن بر مرد نيست ؛ زيرا جدايى به واسطهء معصيت از طرف زن ايجاد شده است . . . و فرق آن اين است كه زن مرتد به جهت حقّ شرعى زندانى مىشود و به جهت حقّ همسر در زندان باقى نمىماند . « 1 » 13 . ابو يوسف : امّا سؤال امير المؤمنين دربارهء افراد شرور و فاسق و دزد كه به جهتى دستگير و زندانى شدهاند كه آيا در زندان به آنها جيرهء غذايى داده مىشود ؟ آيا اين جيره بايد از زكات باشد يا غير زكات ؟ و چه چيز در مورد آنان شايسته است انجام شود ؟ بايد بگويم : ناچار بايد چنين افرادى در صورتى كه خود سرمايهاى ندارند كه از آن بخورند ؛ نه مالى و نه درآمدى كه با آن بتوانند سدّ رمق كنند ، از زكات يا بيت المال به آنان داده شود ، هر كدام باشد براى شما مجاز است و از نظر من بهتر اين است كه براى هر يك ، از بيت المال سرانه جيرهء غذايى قرار دهيد ؛ چون بهتر از اين راهى ندارد . چگونه يك اسير مشرك اطعام مىشود ، به او توجه مىشود تا دربارهاش حكم شود ؛ آن وقت مسلمانى كه خطا يا گناهى كرده رها شود تا از گرسنگى بميرد ! مسلمانى كه دست روزگار يا جهل و نادانى او را به كار زشتى واداشته است . سيرهء خلفاى پيشين نيز اى امير مؤمنان ! اين بوده است كه به زندانيان جيرهء غذايى و لباس زمستانى و تابستانى مىدادهاند و اوّلين كسى كه چنين كرد در عراق على بن ابى طالب - كرم اللّه وجهه - بود . . . . « 2 » 14 . همو درباره نفقهء بردهء فرارى مىگويد : سزاوار است دربارهء جيرهء غذايى بردههاى فرارى اقدام كند تا وقتى كه به فروش برسند ، همانطور كه براى زندانيان ، مقدار خاصّى سرانهء جيره از بيت المال داده مىشود . « 3 » 15 . سرخسى ( در مورد نفقهء فردى كه به واسطهء كفالت زندانى شده است ) : شخصى از يكى از پسران شريح ، نزد شريح شكايت كرد ؛ زيرا كفيل فردى شده بود كه به آن شخص بدهكار بود . شريح پسر خود را زندانى كرد . وقتى شب شد . گفت : براى عبد اللّه بستر و غذا ببريد . « 4 » نظر نگارنده : شايد اين مورد ، مربوط به مال شخصى پدر و فرزند بوده است نه از بيت المال ؛ به علاوه حجيت قول و فعل غير معصوم ثابت نيست . 16 . علاء الدين سمرقندى : امّا در صورتى كه آن زن به جهت بدهى پيش از ترك و بيوه
--> ( 1 ) . نفقات ، ص 67 . ( 2 ) . خراج ، ص 149 ؛ تراتيب الاداريه ، ( به نقل از : خراج ) ، ج 1 ، ص 300 . ( 3 ) . خراج ، ص 184 . ( 4 ) . مبسوط ، ج 20 ، ص 88 ؛ سنن الكبرى ، ج 6 ، ص 77 .