الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

531

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

هر كس حكم حد داشت بر او اقامه مىكرد و هر كس نداشت ، آزاد مىشد . 2 . اقرب الموارد : جمع سجن سجون است و در حديث آمده : على را در كوفه ديدم كه به زندان‌ها مىپرداخت ، يعنى به حال زندانيانى كه در زندان بودند مىپرداخت ؛ يعنى با آنان ملاقات مىكرد و از حالشان جويا مىشد . « 1 » البته مدركى براى اين نص پيدا نكرديم . آراى فقيهان شيعه 1 . شيخ طوسى : وقتى قاضى بر مسند قضاوت نشست اوّلين چيزى كه به آن مىپردازد مسألهء زندانيان در زندان قاضى معزول است ؛ زيرا حبس ، شكنجه است . پس با اين كار آنان را نجات مىدهد ؛ زيرا گاهى ممكن است بىگناهى به زندان افتاده باشد . وقتى اولويت اين مسأله معلوم شد كارش را چنين شروع مىكند : فردى مورد اطمينان را به زندان مىفرستد و نام هر يك را در ورقه‌اى جداگانه و نام شاكى و موضوع دعوا را مىنويسد . وقتى تمام شد تا سه روز در شهر جار مىزنند فلان قاضى به كار زندانيان مىپردازد ، هر كس از هر زندانى خواهان حقّى است فلان روز حضور يابد و روز چهارم را وعده مىگذارد . در روز چهارم قاضى به مجلس قضاوت مىآيد و يكى از ورق‌ها را بيرون مىآورد . منشى او صدا مىزند : اين پروندهء فلان زندانى است شاكى او حاضر شود . وقتى آمد دنبال زندانى مىفرستد او را مىآورند . سپس پروندهء ديگر ، تا مقدارى كه مىتواند به آنان رسيدگى كند . وقتى همه جمع شدند ، اوّلين پرونده را بررسى مىكند . مىگويد : خصم او كجاست ؟ پس هر دو را پيش مىخواند از شاكى نمىپرسد ، چرا آن شخص را زندانى كرده است ؛ زيرا حتما براى حقّى از او شكايت كرده ، بلكه از زندانى مىپرسد : شاكى تو اين شخص است ؟ وقتى گفت : آرى ، به او مىگويد : چرا باعث زندانى شدن تو شده است ؟ . « 2 » 2 . قاضى ابن برّاج : وقتى قاضى براى قضاوت نشست اوّلين كارى كه مىكند به پروندهء زندانيان مىرسد ؛ زيرا حبس ، شكنجه است ؛ پس با اين كار آنان را نجات مىدهد ؛ زيرا گاهى نيز ممكن است فردى بىگناه به زندان افتاده باشد . . . « 3 » 3 . على بن حمزه : به پروندهء زندانيان رسيدگى مىكند . اگر به جهت حقّى زندانى

--> ( 1 ) . ص 497 . ( 2 ) . مبسوط ، ج 8 ، ص 91 . ( 3 ) . مهذّب ، ج 2 ، ص 595 .