الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
459
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
امكان نداشت ، تعزيرش مىكند و اگر ضعيف بود و طاقت و تحمل زدن را نداشت او را با حبس نه با زدن ، تأديب مىكند و اگر هم قاضى مصلحت را در مجازات نكردن او ديد ، از آن چشم مىپوشد . « 1 » 3 . علّامه حلّى : قاضى كسى را كه در مجلس قضاوت به او اسائهء ادب كرده است تعزير نمىكند ، مگر بعد از اينكه با زبان و ممانعت از اين كار ، منع و نهىاش كرده باشد . « 2 » 4 . شيخ محمد حسن نجفى : اگر به طرف مقابل يا قاضى يا ديگرى اسائهء ادب كند ، يا لجاجت و عناد نشان دهد ؛ مثل اينكه از طرف مقابل مطالبهء سوگند كند سپس سخن او را بريده و بگويد : من شاهد دارم و او را حاضر خواهم كرد و باز به سخن اوّل خود بازگردد و با اعمالى از اين قبيل به آزار و اذيت دست بزند ، قاضى با رفق و مدارا ، آداب و روش مناسب رفتار در چنين موقعيتى را براى او توضيح مىدهد و اشكالات آن چه را او مرتكب شده بيان مىنمايد ، بلكه در مسالك الافهام آمده است : اگر نپذيرفت با شدّت و غلظت با او برخورد مىشود ، پس اگر بازهم فايدهاى نكرد ، تأديب او به مقتضاى اجتهادش ، از قبيل توبيخ ، سخن درشت و امثال آن جايز خواهد بود . خدا آگاه است . « 3 » آراى ديگر مذاهب 5 . ماوردى : در لجاجت : پس اگر با نهى و منع در مرتبهء دوم بازهم خوددارى نكرد و براى بار سوم دست به لجاجت زد ، جايز است كه به عنوان تعزير و تأديب به جاى سخنان بازدارنده ، به ضرب و حبس متوسل بشود . قاضى در چنين مواردى - بر حسب ميزان لجاجت و موقعيت و منزلت او - اجتهاد و وى را به صورت مناسب تعزير مىكند و اگر عناد او موجب جلوگيرى از حقّى و خروج از واجبى باشد و او سكوت نمايد ، او را به زندان مىافكند . پس اگر در عناد او هر دو امر حاصل شود جايز است كه در تعزير او هم ضرب و هم حبس با هم در نظر گرفته شود . زمانى بين زبير و يك نفر انصارى دربارهء آبيارى زمين اختلافى درگرفت . دعوا را نزد پيامبر اكرم مطرح كردند . پس از اينكه پيامبر عليه انصارى و به نفع زبير حكم صادر كرد ، انصارى گفت : او پسر عمهء توست . پيامبر به زبير فرمود : آب را بر زمين جارى ساز و جلو آن را ببند تا به پايهء ديوارها برسد .
--> ( 1 ) . مهذّب ، ج 2 ، ص 596 . ( 2 ) . قواعد الاحكام ، ج 2 ، ص 204 . ( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 40 ، ص 79 .