الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
407
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
3 . سلّار بن عبد العزيز : از جملهء واجبات اين است كه ادّعاى مدّعى را بشنود و از مدّعى عليه دربارهء موضوع مورد ادّعا سؤال كند . اگر اقرار كرد و خود اقدامى براى پرداخت بدهى انجام نداد ، او را به اداى دين مورد اقرار الزام مىكند ، پس اگر به وظيفهء خود عمل نكرد ، به طرف او امر مىكند كه او را همراهى كند تا رضايتش را جلب نمايد . اگر طرف مقابل درخواست حبس او را به جهت بدهى نمود ، او را حبس مىكند و اگر نادارى او آشكار شد آزادش مىكند . « 1 » 4 . محقق حلّى : . . . و اگر مالى آشكار نداشته باشد و ادّعاى نادارى كند ، اگر قاضى بينهاى بر ادّعاى او ملاحظه كرد ، بدان حكم مىكند و اگر بينهاى نبود و در اصل از وى مالى شناخته شده بود يا اصل دعوا مال بود ، در اين صورت حبس مىشود تا نادارىاش ثابت شود . . . « 2 » 5 . يحيى بن سعيد : اگر حاكم وضع او را نداند ، وى را حبس مىكند تا موضوع روشن شود ، پس وقتى نادارى او روشن شد ، او را رها مىكند و به او امر مىكند كه براى خود و خانوادهاش به كار و تلاش بپردازد و به طور معمول آنان را اداره كند ، نه اسراف كند و نه سختگيرى و آن چه را از هزينهء خود و عيالش اضافه باشد براى بدهى خود پرداخت نمايد . « 3 » نيز مىگويد : آنگاه كه ادّعاى مدّعى را شنيد ، از مدّعى عليه سؤال مىكند ، اگر اعتراف كرد ، او را به اداى آن الزام مىكند و اين در صورتى است كه بداند او توان پرداخت آن را دارد ، يا اصل و خواستهء دعوا ، مالى باشد كه از ديگرى گرفته است . اگر از پرداخت بدهى خوددارى كرد و طرف مقابل درخواست حبس او را نمود ، او را حبس مىكند . . . و اگر وضع وى را نداند او را حبس مىكند ، تا وضع او روشن شود . « 4 » 6 . علّامه حلّى : اگر نادارى ثابت شود ، قاضى - بنابر آنچه گذشت - وى را آزاد مىكند . پس اگر طلبكاران پس از مدتى بازگشته ، ادّعا كردند كه مالى به دست آورده است و او انكار نمود ، قولش در صورت عدم وجود بينه ، همراه با سوگند پذيرفته مىشود و طلبكاران بايد بينه اقامه كنند . پس اگر مدّعيان دو شاهد آوردند و آنان شهادت دادند كه در
--> ( 1 ) . مراسم ، ص 230 . ( 2 ) . شرائع الاسلام ، ج 2 ، ص 95 . ( 3 ) . جامع للشرائع ، ص 284 . ( 4 ) . همان ، ص 524 .