الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

390

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

. . . گفته‌اند : دليل حبس او كلام پيامبر اكرم است كه مىفرمايد : « ليّ الواجد يحلّ عرضه و عقوبته . » مىگويند : عقوبت و مجازات ، همان حبس اوست . « 1 » 30 . ابن قدامه : اگر كسى كه توانايى دارد از پرداخت دين خود امتناع كند ، طلب‌كار او مىتواند با او همراه شود ، از او مطالبه كند و كلمات درشت و شديد به او بگويد ؛ مثلا او را اى ظالم ! اى متجاوز ! و امثال آن خطاب كند ؛ چرا كه رسول اكرم فرموده است : « ليّ الواجد . . . » مجازات او عبارت است از : حبس او و بردن آبروى او ؛ به عبارت ديگر ، مىتوان به درشتى با او سخن گفت . پيامبر اكرم فرمود : « مطل الغني ظلم ؛ كوتاهى دارا در پرداخت بدهى ظلم است . » و نيز فرمود : « إنّ لصاحب الحق مقالا ؛ فردى كه حق دارد و حق او تضييع شده ، حقّ سخن گفتن و اعتراض دارد » . « 2 » 31 . قرافى : كسى كه از پرداخت حقّ ديگران خوددارى مىكند ، حبس مىشود ، تا مجبور به پرداخت آن گردد . « 3 » 32 . ابن تيميه : هر كس قادر به اداى دين خود باشد ولى امتناع كند ، با زدن و حبس كردن ، به پرداخت آن اجبار مىشود . ياران بزرگ مالك ، و شافعى ، احمد و غير آنان بر اين امر تصريح كرده‌اند . « 4 » 33 . بدر الدين عينى ( در ذيل حديث شريف نبوى ) : . . . مجازات او آن است كه به زندان افكنده شود . اسحاق مىگويد : سفيان « آبرو » را چنين تفسير كرده : آزار او با زبان . . . به اين حديث براى جايز بودن حبس بدهكار ، آن‌گاه كه قادر به اداى دين باشد به جهت تأديب وى استدلال شده است ؛ چرا كه او در اين صورت ظالم است و ظلم حرام است ، البته اگر ثابت شود كه معسر است ، بايد به او مهلت داده شود و حبس وى حرام خواهد بود . « 5 » 34 . شوكانى : . . . به اين حديث استدلال شده است كه مىتوان مديون را براى تأديب و سخت‌گيرى - اگر قادر به اداى دين است - زندانى كرد ، نه كسى كه قادر به پرداخت نباشد . حنفيه و زيد بن على قائل به حبس بدهكار توانمند شده‌اند ، ولى غالب فقيهان

--> ( 1 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 98 . ( 2 ) . مغنى ، ج 4 ، ص 501 . ( 3 ) . فروق ، ج 4 ، ص 79 . ( 4 ) . فتاوى الكبرى ، ج 4 ، ص 480 . ( 5 ) . عمدة القارى ، ج 12 ، ص 236 .