الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

343

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

فتركه حتى كان بعد الغد فذكر مثل هذا ، فقال رسول اللّه : أطلقوا ثمامة . فانطلق إلى نخل قريب من المسجد ، فاغتسل [ فيه ] ثم دخل المسجد ، فقال : أشهد أن لا إله إلّا اللّه ، و أشهد أنّ محمدا عبده و رسوله ؛ « 1 » پيامبر دسته‌اى از سواران را به طرف نجد فرستاد آن‌ها مردى از بنى حنيفه را به نام ثمامة بن اثال - كه بزرگ قوم يمامه بود - آوردند و به يكى از ستون‌هاى مسجد بستند . پيامبر به طرف او آمد و گفت : ثمامه ، پيش خود چه دارى ؟ گفت : اى محمد ! پيش من خير است . اگر بكشى صاحب خونى را كشته‌اى و اگر ببخشى ، سپاسگزارى را بخشيده‌اى و اگر مال بخواهى ، هرچه مىخواهى بگو كه به تو داده مىشود . رسول اللّه رفت . فردا كه شد به او گفت : ثمامه چه دارى ؟ همان سخن را تكرار كرد . او را واگذاشت تا اينكه روز بعد باز همين را گفت . رسول خدا فرمود : ثمامه را آزاد كنيد . ثمامه به نزديكى مسجد كنار درخت خرمايى رفت در آنجا غسل كرد و داخل مسجد شد و گفت : شهادت مىدهم خدايى جز خداى يگانه نيست و شهادت مىدهم محمد بنده و رسول اوست . عينى گفته است : مهلّب گفته است : سنّت در مثل قضيّهء ثمامه اين است كه كشته شود يا برده گرفته شود يا در برابر فديه داده شود يا بر او منّت گذاشته [ و آزاد شود ] . پيامبر او را زندانى كرد تا ببيند كدام جهت دربارهء او بيشتر به صلاح مسلمانان است . « 2 » 5 . حدّثنا محمد بن عمرو الرازي ، قال : ثنا سلمة [ يعني ابن الفضل ] عن ابن اسحاق ، قال : حدّثني عبد اللّه بن أبي بكر ، عن يحيى بن عبد اللّه بن عبد الرحمن بن سعد بن زرارة ، قال : قدم بالأسارى حين قدم بهم ، و سودة بنت زمعة عند آل عفراء ، في مناخهم على عوف و معوذ ابني عفراء ، قال : و ذلك قبل أن يضرب عليهن الحجاب . قال ، تقول سودة : و اللّه ! إنّي لعندهم إذ أتيت فقيل : هؤلاء الأسارى قد أتي بهم ، فرجعت إلى بيتي و رسول اللّه فيه و إذا أبو يزيد سهيل بن عمرو في ناحية الحجرة مجموعة يداه إلى عنقه بحبل . . . ؛ « 3 » سعد بن زراره گفت : اسيران را وقتى آوردند ، سوده دختر زمعه نزد آل عفراء در اقامتگاه عوف و معوذ ، پسران عفراء بود . گفت : اين ، پيش از وجوب حجاب براى زنان بود . گفت : سوده مىگفت : به خدا سوگند ! من وقتى پيش ايشان آمدم شنيدم كه گفته شد : اين‌ها اسيرانى هستند كه آورده شده‌اند . من به اقامتگاهم بازگشتم ، در حالى كه رسول اللّه

--> ( 1 ) . سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 57 ، ح 2679 . ( 2 ) . عمدة القارى ، ج 12 ، ص 261 ( آنجا مطلبى دارد بدان رجوع كنيد ) . ( 3 ) . سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 57 ، ح 2680 .