الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
232
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
شخص مرتد ملى بوده است . مثل اين تهديدات در كلام آن حضرت - عليه السلام - زياد است - چنان كه در باب « يمين » خواهد آمد - كه امام - عليه السلام - مىفرمايد : به خدا سوگند ! معاويه را خواهم كشت ! تا اصحاب خود را به جهاد تشويق كند در حالى كه حضرت بنابر خبر پيامبر مىدانست مرگش پيش از معاويه است . . . « 1 » ج ) آية اللّه خوئى گفته است : اين روايت گرچه صحيح است لكن بايد معناى آن به اهلش ارجاع شود ؛ چون براى ما معلوم نيست چرا فرزندان نصرانى اين زن بايد بردهء آن برادرى باشند كه از مولاى آن زن است ؟ ! چنان كه علت كشتن زن پس از وضع حمل براى ما معلوم نيست . و در جواب توجيه شيخ طوسى گفته است : گذشته از بعيد بودن توجيه ، اين كه كشتن در روايت ، بر عدم توبه مترتب است ، با آن منافات دارد ؛ زيرا اگر علت كشتن آن باشد كه ايشان فرموده نبايد با توبه ساقط شود . « 2 » د ) در ولاية الفقيه گفته است : شايد اين زن با اسلام دشمن شده و بر ضد آن تبليغ كرده است و در نتيجه مفسد و مستحقّ كشته شدن گرديده است . « 3 » 6 . حدّثنا أحمد بن الحسن القطان ، قال : حدّثنا الحسن بن على العسكري ، قال : حدّثنا أبو عبد اللّه محمد بن زكريا البصري ، قال : حدّثنا جعفر بن محمد بن عمارة ، عن أبيه ، عن جابر بن يزيد الجعفي ، قال : سمع أبا جعفر محمد بن علي الباقر يقول : . . . و إذا ارتدّت المرأة عن الإسلام استتيبت ، فإن تابت ، و إلّا خلّدت في السجن ، و لا تقتل كما يقتل الرجل إذا ارتدّ ، و لكنّها تستخدم خدمة شديدة و تمنع من الطعام و الشراب ، إلّا ما تمسك به نفسها و لا تطعم إلّا جشب الطعام و لا تكسى إلّا غليظ الثياب و خشنها و تضرب على الصلاة و الصيام ؛ « 4 » از جابر بن يزيد جعفى نقل شده كه گفت : از امام باقر - عليه السلام - شنيده است كه مىفرمود : . . . هرگاه زن از اسلام برگشت ، از او خواسته مىشود توبه كند اگر توبه كرد [ رها مىشود ] و گرنه به حبس ابد مىافتد و مثل مرد نيست كه اگر مرتد شد كشته شود . ولى در حبس به كارهاى سخت گماشته مىشود و در خوردن و آشاميدن ، قوت لا يموت به او داده مىشود ، غذاى خشك و لباس خشن به او مىدهند و براى نماز و روزه كتك مىخورد . 7 . عن علي عليه السّلام انه قال : إذا ارتدّت المرأة فالحكم فيها أن تحبس حتى تسلم أو تموت ، و لا تقتل
--> ( 1 ) . روضة المتقين ، ج 6 ، ص 387 . ( 2 ) . مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 331 . ( 3 ) . ج 2 ، ص 492 . ( 4 ) . خصال ، ج 2 ، ص 585 ، ح 12 ؛ بحار الانوار ( به نقل از : خصال ) ، ج 76 ، ص 220 ، ح 2 و ج 103 ، ص 255 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 162 ، ح 1 .