الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
189
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
وقتش تأخير بيفتد نه اين كه كاملا آن را ترك كند . « 1 » 17 . جزيرى : . . . حنفيان و مزنى از اصحاب شافعى گفتهاند : بىنماز كافر نيست و كشته نمىشود ، بلكه تعزير و زندانى مىشود تا بخواند . « 2 » نظر نگارنده : بحثى نيست كه مرتكبان محرمات و تاركان واجبات تعزير مىشوند ؛ ولى ظاهر اقوال فقيهان ما جز علّامه حلّى در تذكرة الفقهاء ، اين است كه به كمتر از حد ، تازيانه مىخورند . آرى ، اگر حاكم مصلحت ديد مىتواند او را با حبس كردن ، تعزير كند ، چنان كه در جواهر الكلام گفته است : آرى ، گاهى در برخى موارد مصلحتى هست كه اقتضا مىكند حاكم بتواند حبس كند . « 3 » 3 . حبس بدعتگذار 1 . مرداوى : احمد دربارهء بدعتگذار تصريح كرده است : بدعتگذار حبس مىشود تا دست بردارد . « 4 » 2 . شهيد اوّل : قاعدهء 205 : امور جديدى كه پس از عهد پيامبر رخ مىدهد اقسام زيادى دارد كه از نظر ما تنها آنهايى كه حرام است نام بدعت مىگيرد : قسم اوّل : واجب ، مانند تدوين و گردآورى قرآن و سنّت در صورتى كه احتمال گريز [ و از ياد بردن ] از سينههاى آنها باشد ؛ زيرا رساندن احكام الهى براى آيندگان به اجماع و صريح آيهء قرآن ، واجب است و اين با حفظ و تدوين آن ، كمال مىيابد و در زمان غيبت ، چنين كارى واجب است ؛ ولى در زمان ظهور امام واجب نيست ؛ زيرا او خود به گونهاى آن را حفظ خواهد كرد كه هيچ گزندى به آن نرسد . قسم دوم : حرام ، مانند كارى كه اصول و ادلّهء تحريم از ناحيهء شريعت شامل آن مىشود ؛ مانند مقدّم داشتن ديگران بر امامان معصوم ، غصب منصب امامان معصوم ، اختصاص اموال شرعى به واليان جور و ندادن آن به مستحق ، مبارزه با اهل حق و تبعيد و آواره ساختن آنان ، قتل بر اساس حدس و گمان ، اجبار به بيعت با فاسقان ، باقى ماندن بر بيعت فاسقان و تحريم مخالفت با آنان ، شستن به جاى مسح ، مسح غير قدم ، نوشيدن انواع
--> ( 1 ) . الفتاوى الكبرى ، ج 4 ، ص 301 . ( 2 ) . الفقه على المذاهب الاربعه ، ج 5 ، ص 458 . ( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، « حدود » ص 249 . ( 4 ) . انصاف ، ج 10 ، ص 249 .