الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

155

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

8 . شوكانى : حسن بصرى ، ابن مسيب و مجاهد گفته‌اند : هرگاه ناامنى كنند امام مخيّر است ؛ فقط بكشد يا هم بكشد و هم مصلوب سازد يا تنها دست و پا قطع كند يا تنها زندانى كند ؛ زيرا وى [ از ناحيهء آيه ] مخيّر است . « 1 » 9 . جزيرى : حنفيان ، شافعيان و حنبليان مىگويند : حدّ قطّاع الطريق به ترتيبى است كه در آيهء كريمه آمده است : هرگاه دسته‌اى به قصد بستن راه ، قيام كنند يا يكى كه بتواند چنين كارى بكند قيام نمايد ، اگر پيش از اين كه مالى ببرند يا كسى را بكشند ، دستگير شدند امام آن‌ها را زندانى مىكند تا توبه كنند و اين حبس همان نفى از زمين است . مالكيان مىگويند : محارب همان كسى است كه راه را مىبندد تا مانع رفت و آمد شود اگر چه قصد گرفتن مال عابران را نداشته باشد ، بلكه قصدش تنها اين است كه جلو بهره‌بردارى از راه را بگيرد . اگر محارب بكشد ، كشته مىشود . . . ولى اگر نكشت و دستگير شد امام در چهار چيز مخيّر است : . . . چهارم ، تبعيد مرد آزاد به جايى مثل فدك و خيبر و زندانى شدن در آنجا به مدت نزديك يك سال و پيدايش توبه ، و پيش از تبعيد ، مورد ضرب واقع مىشود به مقدارى كه حاكم فكر مىكند مايهء بازدارندگى آنان و ديگران خواهد شد . شافعيان و حنبليان مىگويند : قطع طريق ، يعنى بيرون آمدن براى گرفتن مال يا براى كشتن يا براى ايجاد رعب به صورت قهرآميز با پشت‌گرمى به قدرت خود و دورى از فريادرس . علت نام‌گذارى ايشان به قاطع طريق اين است كه مردم مىترسند و از آن راه نمىروند ؛ خواه همراه راهزنان سلاح باشد يا نه . مثل اين كه افرادى قوى باشند و بر ديگران گرچه با مشت و لگد ، بتوانند غلبه كنند ؛ و بعضى گفته‌اند : حتما بايد ابزارى براى جنگيدن داشته باشند . اگر پيش از اين كه كسى را بكشند يا مالى بگيرند يا هتك آبرويى كنند ، دستگير شدند واجب است امام با حبس و جز آن ، ايشان را تعزير كند ؛ زيرا مرتكب گناه ( يعنى قيام بدين شكل ) شده‌اند و آن گناه نه حدّى دارد و نه كفّاره‌اى . تفسير نفى در آيهء كريمه همين تعزير است و نوع اين تعزير به امام مربوط است ؛ مىتواند جمع ميان ضرب و حبس و غير آن كند و مىتواند اگر صلاح دانست هيچ‌يك را انجام ندهد . حبس مدت خاصّى ندارد ، بلكه ادامه مىيابد تا معلوم شود توبه كرده است . برخى گفته‌اند : مقدارى كمتر

--> ( 1 ) . نيل الاوطار ، ج 7 ، ص 155 .