الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
111
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
مغز را جمع مىكند ، برسد ] ، و در حارصه [ آن است كه پوست را بخراشد ] و باضعه [ آن است كه گوشت زيادى از سر را گرفته باشد ] و سمحاق [ آن است كه به سمحاقه ، يعنى پوست نازكى كه استخوان را پوشانده ، برسد ] و موضحه [ آن است كه سفيدى استخوان را نمايان سازد ] و هر زخمى كه در گرفتن قصاص ، مظنّهء هلاكت نيست و غالبا خطر جانى ندارد ، قصاص واقع مىشود . . . « 1 » 2 . علّامه حلّى : شرط است در قصاص شجاج [ جمع شجّه ؛ زخمهاى سر و صورت . زخم در ساير بدن را جراحت مىگويند و جمع آن جراح است ] و اعضاى بدن ، عدم مظنّهء هلاكت ، و در هر جا بيم هلاكت هست ؛ مانند جائفه و مأمومه ، قصاص نيست و همچنين شرط است استيفاى حق بدون تجاوز و زيادهروى . پس قصاصى در هاشمه [ آن جراحتى است كه استخوان را بشكند و خرد كند ] و منقّله [ آن است كه انسان را به جا به جا كردن استخوان ، محتاج كند ] « 2 » و . . . نيست ، و در حارصه ، باضعه ، سمحاق و هر زخمى كه مظنهء هلاكت ندارد ، قصاص هست . . . « 3 » نظر نگارنده : حارصه از زخمهايى است كه قصاص در آن واقع مىشود و مظنّهء هلاكت در آن نيست ، چنان كه جائفه و مأمومه چنين است . بنابراين قصاص ، حقّ مجنىّ عليه است ؛ در اين صورت چرا زندانى مىشود با آنكه وى ضامن سرايت نيست ؟ آيا اين از مصاديق زندان كردن ظالمانه نيست ! ؟ آرى ، در صورتى كه احتمال باشد قصاص جانى ، جان او را به خطر اندازد به جهت ترس از سرايت ، به ديه عدول مىشود . پس در اين صورت ، مورد حبس كجاست ! ؟ . « 4 » با توجه به اين مطالب ، از ابو يوسف ، يكى از علماى اهل سنّت ، نقل شده كه به حبس - علاوه بر ارش و مجازات - فتوا داده و گفته است : اگر در مثل آن ، قصاص ممكن نباشد ، به ارش و مجازات حكم مىشود و زندانش طولانى مىشود تا توبه كند ، آنگاه آزاد مىشود . « 5 »
--> ( 1 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 234 . ( 2 ) . همان ، ص 275 ؛ روضة البهيّه ، ج 10 ، ص 267 . ( 3 ) . تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 258 . ( 4 ) . نك : جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 335 ؛ روضة البهيّه ، ج 10 ، ص 93 . ( 5 ) . خراج ، ص 151 .