الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : شيرازى )
77
صلاة التراويح بين السنة والبدعة ( نماز تراويح سنت يا بدعت ) ( فارسى )
چون پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « اقتدا كنيد به كسانى كه بعد از من مىآيند : يعنى أبو بكر و عمر » « 1 » و وقتى اصحاب با عمر بر آن اجماع و اتفاق
--> ( 1 ) . ما در اين حديث چند اشكال سندى و متنى مشاهده مىكنيم از جمله : اولًا بخارى و مسلم در صحيح خود آن را ذكر نكردهاند و عدهاى از بزرگان اهل سنت معتقدند كه حديثى كه صحيح بخارى و مسلم ذكر نكردهاند پذيرفته نمىشود و برخى نيز معتقدند كه آنچه را كه بزرگان صحاح از آن اعراض كردهاند صحيح نيست . دوم اينكه اين حديث از شش طريق آمده است و عمده آنها طريق حذيفه و ابن مسعود است و ما اين دو طريق را بررسى مىكنيم ، و اما در طريق حذيفه افرادى ضعيف و ناشناس وجود دارد ، براى آنكه در سند حديث عبد الملك بن عمير وجود دارد كه اوّلًا مدلّس است و جداً ضعيف است و روايات را دستكارى مىكند و احاديث او نيز اضطراب دارد ( تهذيب التهذيب ج 6 ، ص 47 ؛ ميزان الاعتدال ج 2 ، ص 660 ؛ تقريب التهذيب ج 1 ، ص 521 ) . و نيز او كسى است كه عبد الله بن يقطر يا قيس بن مسهر فرستاده امام حسين عليه السلام به سوى كوفه را سر بريد . وقتى او را به فرمان ابن زياد از بالاى كاخ دار الاماره به زير انداختند و هنوز رمقى در بدن داشت ، عبد الملك بن عمير نزد او آمد و او را سر بريد ، هنگامى كه از او عيب گرفته و به او اعتراض كردند جواب داد : من خواستم او را راحت كنم ! ( تلخيص شافى ج 3 ، ص 35 ؛ روضة الواعظين ، ص 177 ؛ مقتل الحسين ، ص 185 ) . ثانياً اينكه اين روايت از ربعى بن خراش شنيده نشده و ربعى نيز از حذيفه شنيده نشده است . فيض القدير ج 2 ، ص 56 ) . در سند سالم بن علاء مرادى است كه او نيز ضعيف است ( ميزان الاعتدال ج 2 ، ص 112 ؛ الكاشف ج 1 ، ص 344 ؛ الضعفاء الكبير ج 3 ، ص 70 ) . و در سند عمرو بن هرم است كه قطان او را ضعيف مىداند . ( ميزان الاعتدال ج 3 ، ص 291 ) . و در بيشتر اين طريقها : غلام ربعى است كه مجهول و ناشناس است . ( الاحكام ج 2 ، ص 243 ) . و اما طريق دوم : طريق ابن مسعود است . در اين طريق يحيى بن سلمة بن كهيل ضعيف است ( تهذيب الكمال ج 20 ، ص 113 ،